زیبایی‌شناسی فاشیسم در فیلم «دنباله‌رو»: تحلیل زبان بصری شاهکار برناردو برتولوچی

فیلم سانست بولوار: غروب یک ستاره

سانست بولوار: غروب یک ستاره

جولای 7, 2026
تأثیر رسانه‌های جدید بر سینما - دگرگونی آینده سینما با استریم و شبکه‌های اجتماعی

تأثیر رسانه‌های جدید بر سینما: دگرگونی آینده سینما با استریم و شبکه‌های اجتماعی

جولای 12, 2026
فیلم سانست بولوار: غروب یک ستاره

سانست بولوار: غروب یک ستاره

جولای 7, 2026
تأثیر رسانه‌های جدید بر سینما - دگرگونی آینده سینما با استریم و شبکه‌های اجتماعی

تأثیر رسانه‌های جدید بر سینما: دگرگونی آینده سینما با استریم و شبکه‌های اجتماعی

جولای 12, 2026
نمایش همه

زیبایی‌شناسی فاشیسم در فیلم «دنباله‌رو»: تحلیل زبان بصری شاهکار برناردو برتولوچی

زیبایی‌شناسی فاشیسم در فیلم «دنباله‌رو»

فیلم «دنباله‌رو» (The Conformist) یکی از آثار درخشان فیلم‌ساز ایتالیایی، برنادو برتولوچی (Bernardo Bertolucci) است که در سال ۱۹۷۰ اکران شد. فیلم در ایتالیای دهه‌ی ۳۰ میلادی اتفاق می‌افتد و پس‌زمینه‌ی رویدادهای آن، رژیم فاشیستی موسولینی است. برتولوچی این فیلم را از رمان بی‌نظیر آلبرتو موراویا (Alberto Moravia) اقتباس کرده که خود تأملی است بر نحوه‌ی سازوکار فاشیسم و رژیم‌های فاشیستی. فیلم دنباله‌رو، همواره به عنوان یکی از آثار مهم سینمای ایتالیا مورد بررسی قرار گرفته و سینماتوگرافی خیره‌کننده‌ی آن با کاراکترهای پیچیده و کندوکاوِ درون‌مایه‌هایی همچون هویت، پیروی و آگاهی سیاسی تحسین منتقدان را برانگیخته است.

فیلم برتولوچی، داستان مارچلو کلریچی را روایت می‌کند؛ جوانی ایتالیایی که به مهره‌ای در سازوکار یک دولت فاشیستی تبدیل می‌شود. مارچلو تحت تاثیر کودکی سرشار از ترومایش است و تمام تلاشش را می‌کند تا جایگاه خود را درون هنجارهای جامعه پیدا کند. اما توسط توسط پلیس مخفی به کار گرفته می‌شود تا به درون گروهی از روشنفکران ضدفاشیستی نفوذ کند. مارچلو در حین انجام این ماموریت، ناگهان با احساسات پیچیده‌ی خود درباره‌ی وفاداری، حس گناه و هویت فردی روبرو می‌شود.

فیلم «دنباله‌رو» یا کانفورمیست، در این فضای سیاسی که از لحاظ اخلاقی مبهم و مه‌آلود است، پیچیدگی‌های روانی پروتاگونیست‌اش را می‌کاود و درون‌مایه‌های سازشکاری اخلاقی و پیروی بی‌چون‌وچرا را به چالش می‌کشد. فیلم برتولوچی با استفاده از سفر مارچلو، خطرات پیروی کورکورانه از حاکمیت را بررسی می‌کند و مفاهیم عمیقی را پیش می‌کشد؛ عواقب اینکه آدم به اصول خود خیانت کند تا فقط احساس پذیرفته‌شدن داشته باشد چیست؟

کارگردانی استادانه‌ی برتولوچی با سینماتوگرافی نفس‌گیر ویتوریو استورارو، یکی از تجربه‌های غنی و خارق‌العاد‌ی سینمای ایتالیا را رقم زده است. تصویرپردازی گویا فیلم، سمبولیسمِ ظریف آن و موسیقی ژرژ دلرو که سراسر فیلم را تسخیر کرده است، با گذر زمان، نبوغ این تیم درخشان را ثابت کرده است.

در این مطلب، با بررسی عناصر سازنده‌ی فیلم، بازتابی از نحوه‌ی مواجهه‌ی فیلمساز با مسئله‌ی فاشیسم را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

پوستر فیلم کانفورمیست

فیلمبرداری

فیلم «دنباله‌رو»ی برتولوچی، پیوندی معنایی با زیبایی‌شناسی فاشیستی دارد و اولین نکته را می‌توان در سینماتوگرافی آن پی گرفت. برتولوچی با همراهی ویتوریو استورارو، زبان بصری فیلم را به شیوه‌ای طراحی کرده‌اند که اتمسفر سرکوبگر و جذابیتِ‌ دنباله‌روی که ذاتیِ رژیم‌های فاشیستی است را بازتاب دهند.

رژیم‌های فاشیستی تاکید بیش از حدی بر نظم، یکپارچگی و کنترل دارند. استورارو در فیلم دنباله‌رو قاب‌بندی‌های متقارن و ترکیب‌بندی‌های یک‌پارچه را به کار می‌گیرد تا حسی از اقتدارگرایی سلب و سخت را ایجاد کند. چینش دقیق کاراکترها و اشیا درون هر قابی که از فیلم مشاهده می‌کنید، بر پایه‌ی ایده‌ی فاشیستی‌ای است که تمام جامعه باید در چارچوب‌های سفت‌وسخت قانونی و ایدئولوژیک جای بگیرند.

نورپردازی نیز در خلق حال‌وهوای و فضای فیلم نقشی حیاتی بازی می‌کند. استورارو تکنیک کیاروسکورو را در نورپردازی به کار گرفته و تضادهای عمیق و کوبنده بین روشنایی و تاریکی به وجود آورده تا دوروییِ ایدئولوژی فاشیستی را به تصویر بکشد. بازی نور و سایه،‌ نمادی از ابهام اخلاقی و درگیری درونی‌ای است که کاراکترها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

رژیم‌های فاشیستی را با نمادها و پروپاگاندایشان می‌شناسند و همین فرصتی بود برای عوامل فیلم «دنباله‌رو» تا همه‌ی این نمادها را در قصه‌گوییِ بصری فیلم‌شان به کار گیرند. موتیف‌های تکرارشونده‌ای همچون سلامِ فاشیستی، یونیفرم‌های نظامی و ساختمان‌هایی که با معماریِ ایتالیای موسولینی پیوند خورده‌اند، بخشی از این نشانه‌شناسی‌اند. فیلم این نمادها را به خدمت می‌گیرد تا پس‌زمینه‌ی تاریخی فیلم را غنا ببخشد و از طرفی، سیطره‌ی همه‌جانبه‌ی پروپاگاندای فاشیستی را در ایتالیای آن دور نشان دهد.

فاشیست‌ها عاشق این بودند که به خودشان شکوهی پوشالی ببخشند. همه‌چیز برای آن‌ها در ابعاد بزرگ و نمایشی خلاصه می‌شد. برتولوچی و تیم‌اش در فیلم «دنباله‌رو»، با حرکت‌های دوربین و طراحی صحنه‌های گسترده و لباس‌های دقیق و باشکوه، زیبایی‌شناسی فاشیستی را بازتولید کرده‌اند (البته به قصد نقد  آن). استفاده از لنزهای عریض و نماهای پانورامیک، بر ابعاد بزرگ و غول‌آسای دولت فاشیستی تاکید می‌کنند.

از طرفی، علیرغم آن شکوهی که فاشیست‌ها همواره بر آن تاکید داشته‌اند، انسان‌ها در این ابعاد بزرگ بسیار کوچک‌ و ناچیزند. پشت این شکوه، حسی سرکوب و انزوا سایه افکنده که در فیلم برتولوچی به تمامی می‌توان آن را دید. استورارو، قاب‌هایش را با حالتی تنگناهراسانه می‌بندد و ترکیب‌بندی‌های چفت‌به‌چفتی که به کار می‌گیرد، اتمسفری خفه‌کننده ایجاد می‌کند که حس اساسی زندگی تحت یک حکومت فاشیستی را به چشم مخاطب می‌رساند. فضاهای بسته و راهروهای تنگ، کاری می‌کنند که کاراکترها از محیطی که در آن هستند بیگانه به نظر بیایند. انگار هر آدمی، فقط مهره‌ای است در این سازوکار بزرگی که فاشیست‌ها ساخته‌اند. جانِ هیچکس اهمیت ندارد؛ تنها دنباله‌روی که مهم است.

طراحی صحنه فیلم Conformist

طراحی لباس

زیبایی‌شناسی فاشیستی، بازتابی انتقادی در نحوه‌ی طراحی لباس در این فیلم دارد. موتیف‌ها و درون‌مایه‌های ایدئولوژی فاشیستی را می‌توان در نوع پوششی که عوامل و آدم‌های آن دارند دید و گیت مارگینی، طراح لباس فیلم در همکاری درخشانش با برتولوچی توانسته لباس‌های بسازد که پیش از هر چیز، بر درون‌مایه‌ی پیروی تاکید می‌کنند.

رژیم‌های فاشیستی بسیار بر یکپارچگی و دنباله‌روی تاکید دارند. آن‌ها می‌خواهند شهروندان مطیع قانون باشد. در فیلم «دنباله‌رو»، لباس‌ها به درستی نشان‌دهنده‌ی روحیه‌ای نظامی‌مسلک‌اند. همه‌ی لباس‌های مرتب و ساختارمند و یک‌شکل است. مارچلو را اکثرا با کت‌وشلواری می‌بینیم که دقیقاً انگار فرمایشی دوخته شده‌ است و انگار هزاران نفر آدم دیگر نیز شبیه او هستند؛ از بس که هیچ وجه مشخصه‌ای که از شخصیت او برآمده باشد در لباس‌هایش نیست.

استفاده از بازوبندها، مدال‌ها و نشانه‌هایی که همه در خدمت رژیم فاشیستی‌اند، به کرّات در فیلم به چشم می‌خورند. هر آنچه در یک دولت فاشیستی اتفاق می‌افتد با غرور ناسیونالیستی را برانگیزد، تا جایی که به طرز خنده‌دار و ترسناکی، همه‌جا می‌توان نشانه‌هایی از این علامت‌ها دید. حس خفگی مخاطب و گیرافتادگی در یک دولت اقتدارگرای ترسناک، با دیدن هر کدام از این نمادها تشدید می‌شود و همین، حربه‌ای روایی است که فیلم بهترین و بیشترین استفاده را از آن می‌کند.

رژیم‌های فاشیستی با اینکه ذات سرکوبگری دارند، اما همه‌چیز در مورد خودشان را باشکوه می‌داند و به همین ترتیب هم ارائه‌اش می‌کنند. تصویر فاشیستی، تصویری از ثروت و قدرت و زرق‌وبرق است. این تاکید بر شیک‌وپیک‌بودن، دستمایه‌ای برای فیلمساز است تا ذات این حکومت را به تصویر بکشد. مارچلو و دیگر اعضای بلندمرتبه‌ي دولت فاشیستی، با اینکه در لباس تمایز خاصی ندارند اما مدام از برندهای اغراق‌آمیز مُد پیروی می‌کنند و تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا اصالتی دروغین را در ظاهر خود حفظ کنند.

یکی دیگر از نکته‌های ظریف در زیبایی‌شناسی فاشیستی این است که چنین حکومت‌هایی بی‌نهایت پایبند به نقش‌ها و کلیشه‌های جنسیتی هستند. این هم در ادامه‌ی همان فتیش کنترل می‌آید؛ همه‌چیز باید قابل کنترل باشد تا کسی جرئت شوریدن علیه‌شان را نداشته باشد. از همین رو، در فیلم «دنباله‌رو» هم می‌توان دید که کاراکترهای تحت دولت فاشیستی کاملاً بر مبنای کلیشه‌ها لباس می‌پوشند. همسر مارچلو، جولیا، همواره باید لباس‌هایی بپوشد که بیشترین تاکید را بر زنانگی او دارند در حالی که مردان همیشه با کت‌وشلوارها و یونیفرم‌های مردانه بر تن داشته باشند و ذره‌ای از مرزهای جنسیتی تعریف‌شده پا فراتر نگذارند.

طراحی لباس فیلم کانفورمیست

 

طراحی صحنه

بازنمایی بصری زیبایی‌شناسی فاشیستی بدون در نظر گرفتن مکان امکان‌پذیر نیست. فرناندینو اسکارفیوتی در همکاری نزدیک با برناردو برتولوچی، محیطی برای فیلم «دنباله‌رو» ساخته‌اند که اتمسفر خفقان‌آور فاشیستی را تداعی می‌کند.

رژیم‌های فاشیستی پیوندی عجیب‌وغریب با ساختمان‌های عظیم‌الجثه‌ای دارند که نمادی از قدرت و اقتدارشان باشد. در فیلم «دنباله‌رو» این ساختمان‌ها خودنمایی به‌جایی دارند و طراحی‌های داخلی نیز کاملاً بر اساس سبک معماری ایتالیای موسولینی‌اند. این فضاهای پرزرق‌وبرق، بازنمای سیطره‌ی دولت فاشیستی بر جامعه‌اند. فاشیسم تمام تلاش‌اش را می‌کند تا در همه‌چیز، ابهت رهبرش را حفظ کند. اما تنها گذر زمان است که نشان می‌دهد این ابهت چه‌قدر پوشالی است.

وسواس عجیب دیگری دارند فاشیست‌ها که باز به تقارن و نظم برمی‌گردد. خطوط صاف، رنگ‌های سفید و مُرده و فضایی که از شدت تمیزی همواره حس معذب‌بودن می‌دهد، از نشان‌های اقتدارگرایی فاشیستی است. در فیلم «دنباله‌رو»، هم در طراحی صحنه و هم در سینماتوگرافی، به‌شدت می‌توان نشانه‌هایی از این وسواس عجیب را دید. ترکیب‌بندی‌های متقارنِ فضاهایی همچون ساختمان‌های دولتی، ادارات، همه بر حضور همواره‌ی یک رهبرِ فاشیستی که عاشق پیروی کورکورانه است تاکید می‌کند.

در طراحی صحنه «دنباله‌رو»ی برتولوچی، طراحی صحنه، نمود بصری زیبایی‌شناسی فاشیستی است. این فضا،‌ ذهن را آماده می‌کند تا در جایگاه کاراکتر اصلی قرار بگیرد و ببیند انتخابی که او کرده است تا کجا در ذهن خودش توجیه می‌شود. در فضایی که همه‌چیز بر دنباله‌روی تاکید می‌کند، تا کجا می‌توان مقاومت کرد؟

فیلمبرداری فیلم Conformist

رنگ‌ها در فیلم «دنباله‌رو»

پالت رنگی فیلم «دنباله‌رو» که بخش زیادی از آن حاصل ذهن ویتوریو استورارو،‌ سینماتوگرافر فیلم است، بخشی از جهان‌بینی زیبایی‌شناسانه‌ی فاشیست‌ها را برملا می‌کند.

پالت رنگی در این فیلم تحت سیطره‌ی رنگ‌های سرد و خنثی است؛ خاکستری، آبی و رنگ‌های خاکی. این رنگ‌ها حسی از نظم و کنترل و شق‌ورق‌بودن قانون را القا می‌کنند و رنگ‌های جهان فاشیستی‌اند. در رژیم‌های فاشیستی از تضاد رنگ‌ها استفاده‌ی زیادی می‌شود تا برحق‌بودنِ رژیم تمامیت‌گرا همواره مورد تاکید قرار بگیرد. این را می‌توان در پروپاگانداهای آن‌ها نیز دید. رنگ‌های سیاه‌وسفید سعی می‌کنند هرگونه ابهام اخلاقی را نادیده بگیرند. بازی نور و سایه‌ها در فیلم اما می‌تواند کاملاً‌ این حس دوگانه‌انگاری فاشیستی را زیر سوال ببرد و ما را مستقیماً وارد ذهن کاراکترهایی کند که در عمق جان خود، شکی کشنده نسبت به ایدئولوژی فاشیسم دارند.

و اما قرمز… رنگ همیشگی فاشیسم. در فیلم دنباله‌رو،‌ این رنگ همان کارکرد جهان واقعی را دارند و نماد قدرت و حاکمیت فاشیسم است. رنگ قرمز با نشانه‌شناسی فاشیستی پیوندی عمیق دارد؛ پرچم‌ها و یونیفرم‌های نظامی به رنگ قرمز قرار است حس حاکمیت بر جامعه را القا کنند. در فیلم «دنباله‌رو» رنگ قرمز برای جلب توجه به قدرت فاشیست‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد و نمادهای دیگری همچون سلام نظامی و بازوبندهای قرمز، تاکیدی بیش از پیش بر آن می‌کنند.

انسان‌ها در یک حکومت فاشیستی از محیط خود بیگانه‌اند. رنگی به جا نمانده است. همه‌ی رنگ‌ها خاموش‌ شده‌اند و زندگی مُرده است. ایتالیای فاشیستی هم از این قاعده مستثنی نبوده است. پس فیلم «دنباله‌رو» پالت خاموشی بر این فضا می‌افکند تا مخاطب را مستقیماً به دل دورانی سیاه در تاریخ ایتالیا ببرد. جایی که بسیاری از افراد با پیروی کورکورانه، آزادی را رها کردند تا بندگانِ فاشیسم باشند؛ فقط به این خاطر که حس پذیرفته‌شدن توسط قدرت برتر را در خود ارضا کنند.

رنگ‌ها در فیلم «دنباله‌رو»

موخره

«دنباله‌رو»ی برتولوچی، فیلمی است برآمده از دل نقدی همه‌جانبه به فاشیسم و بلایی که بر سر اروپا آورد. ایدئولوژی فاشیستی، هنوز هم لکه‌ی ننگی بر پیشانی عقل‌گرایی اروپایی است. اما در طول سال‌ها، هنرمندانی همچون برتولوچی و حتی با توان بیشتری، پازولینی، سعی کرده‌اند فاشیسم را واکاوی کنند.

برای واکاوی این پدیده، باید زیبایی‌شناسی خاص آن را شناخت و فیلمی همچون «دنباله‌رو» مثالی اعلا از این واکاوی است. شناخت دقیق و سنجیده‌ی همه‌ی ابعاد زیبایی‌شناسانه‌ی فاشیسم،‌ ابزاری اختیار ذهن‌های خلاق تیم سازنده‌ی فیلم داده تا با استفاده از آن‌ها بتوانند به دل این پدیده‌ی رعب‌آور نقب بزنند و از درون آن را واکاوی کنند. پرسش از فاشیسم، پرسش از این است که تا کجا می‌توان مرعوب ایده‌هایی شد که جان انسان‌ها را به هیچ می‌پندارد و هنرمندان اصیل اروپایی، کاری می‌کنند که این سوال با تمامی ابعاد وحشت‌انگیزش در ذهن مخاطب نقش ببند. سال‌های سال از فاشیسم اروپایی گذشته است اما کماکان سایه‌ی وحشتِ بازگشت دوباره‌ی این پدیده‌ی شوم بر سر جهان است. در سال‌های بعد از برتولوچی، در زمانه‌ی ما، فیلمسازان بزرگی همچون کریستیان پتزولد آلمانی بار دیگر بر این شبح وحشت‌انگیز نقبی زده‌اند و هشدار داده‌اند که جهان همواره در آستانه‌ی فاشیسم است؛ هر بار ویرانگرتر از قبل.

زیبایی‌شناسی فاشیسم در فیلم «دنباله‌رو»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *