آن گاه که می هراسم از روزی که دیگر نباشم

RoboCop 2014
RoboCop 2014: A Racist Film
شهریور 6, 1396
Sisyphus سیزیف
سیزیف آگاه!
شهریور 6, 1396
نمایش همه

آن گاه که می هراسم از روزی که دیگر نباشم

Blood Moon

John Keats by William Hilton جان کیتس“When I Have Fears that I May Cease to Be”
A poem by John Keats

«آن گاه که می هراسم از روزی که دیگر نباشم»
ترجمه ی شعری از جان کیتس

برای ش

 

آن گاه که می هراسم از روزی که دیگر نباشم

پیش از آن که سرانگشتان قلمم

دانه های پراکنده ی ذهن پر غوغایم را خوشه چینی کنند؛

پیش از آن که برجی از دفتر های روی هم انباشته

مثل خوشه های رسیده افکارم را در بر بگیرند

 

آن گاه که بر رخ پر ستاره ی شب

طالع مهیب مه آلود عشقی ابدی را می بینم

و می اندیشم

که شاید آن قدر نمانم تا بختی که با دست هایی جادویی برایم رقم زده اند بپیمایم

 

و آن گاه که درد می کشم

از این که تو را، شکوفه ی لطیف بهار،

دیگر نخواهم توانست ببینم؛

و هرگز مجال آسایش در آغوش عشق پاک تو را نخواهم یافت

 

آن گاه است که در ساحل بی انتهای دنیا

تنهای تنها

خواهم ایستاد

و در افکارم غوطه ور خواهم شد

تا آن گاه که عشق و شهرت

در هیچ

غرق شوند.

 

96 15 مرداد


 

When I have fears that I may cease to be

Before my pen has gleaned my teeming brain,

Before high-pilèd books, in charactery,

Hold like rich garners the full ripened grain;

When I behold, upon the night’s starred face,

Huge cloudy symbols of a high romance,

And think that I may never live to trace

Their shadows with the magic hand of chance;

And when I feel, fair creature of an hour,

اینم بخون:  A Sketch / طرح

That I shall never look upon thee more,

Never have relish in the faery power

Of unreflecting love—then on the shore

Of the wide world I stand alone, and think

Till love and fame to nothingness do sink.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× سوال داری؟ بیا بچتیم!