معرفی، نقد، و تحلیل فیلم چشم چران (Peeping Tom)

تینتارلا دی لونا (Tintarella di Luna) - اولین فیلم کوتاه گاسپار نوئه
تینتارلا دی لونا (Tintarella di Luna) – اولین فیلم کوتاه گاسپار نوئه
خرداد 30, 1397
شعر مرگ
مرگ نمی تواند زیبا باشد
خرداد 30, 1397
نمایش همه

معرفی، نقد، و تحلیل فیلم چشم چران (Peeping Tom)

تحلیل فیلم Peeping Tom

پوستر فیلم چشم چران

فیلم Peeping Tom

Peeping Tom (چشم چران) فیلمی انگلیسی، ساخته شده در سال 1960، به کارگردانی مایکل پاول (Michael Powell) است. شخصیت اصلی این فیلم مرد جوانی است که در یک استودیوی فیلم سازی کار می کند و به انواع پارافیلیا (گرایشات جننسی غیر جریان اصلی/ ناهنجارانه)، از جمله اسکوپتوفیلیا (چشم چرانی) مبتلا است. فیلم Peeping Tom با توجه به موضوع تابو وار، فیلمنامه ی قوی، تکنیک های سینمایی استفاده شده در آن، و خود ارجاعی اش به رسانه ی سینما، با در نظر گرفتن تاریخ ساخته شدنش، اثری خاص و بی نظیر است. در این مقاله قصد داریم به معرفی، نقد، و تحلیل این فیلم فوق العاده زیبا بپردازیم.

عنوان این فیلم به انگلیسی «Peeping Tom» است. ترجمه ی کلمه به کلمه ی آن می شود «تام چشم چران»، اما در واقع «Peeping Tom» اصطلاحی عامیانه در انگلیسی است که به فردی گفته می شود که علاقه به چشم چرانی یا دید زدن دیگران دارد. در واقع به وجود آمدن چنین اصطلاحی در انگلیسی مشابه اصطلاح «فاطی کاماندو» در فارسی است!

کاراکتر اصلی این فیلم مرد جوانی به نام مارک لوئیس (Mark Lewis) با هنرنمایی کارل بوم (Carl Boehm) است که روز ها در یک استودیوی فیلم سازی به عنوان دستیار فیلم بردار، و همچنین به عنوان عکاس در یک استودیوی تولید عکس های پوررنوگرافیک کار می کند، ولی شب ها دست به قتل هایی غیر عادی بخاطر اختلالات روانی و گرایش های جنسی اش می زند.

مارک قهرمان یا ضد قهرمان فیلم چشم چران

مارک لوئیس شخصیت اصلی فیلم چشم چران

در زمان اکران قیلم Peeping Tom در سال 1960، همانطور که می توان انتظار داشت، این فیلم مورد ارزیابی بسیار منفی نقادان قرار گرفت، که باعث تیره شدن کارنامه ی مایکل پاول، کارگردان این فیلم، شد. اما بعد ها با ارزیابی مجدد توسط دیگر نقادان، از این فیلم به عنوان یک شاهکار یاد شد، به طوری که انستیتوی فیلم بریتانیا آن را جز بهترین فیلم های تاریخ سینمای بریتانیا فهرست کرد (مقاله ی «Peeping Tom (film)» در ویکیپدیا).

با توجه به سانسور هایی که در آن زمان در مورد تولیدات سینمایی اعمال می شد، پرداختن به موضوع اختلالات جننسی، آن هم تا این حد بی پرده، اقدامی شجاعانه و بی بدیل توسط کارگردان این فیلم به حساب می آید. دقت داشته باشیم این فیلم در اولین سال دهه ی 60 میلادی ساخته شده و بنابراین چند سال پیش از موج فیلم های ساختار شکنانه ی این دهه به وجود آمده. حتا صرف نظر از پیشگام بودن فیلم چشم چران، این فیلم حتا تا به امروز به عنوان اثری تازه و تاثیر گذار باقی مانده.

مشخصات تکنیکی فیلم Peeping Tom

تهیه کننده و کارگردان: مایکل پاول

فیلمنامه نویس: لیو مارکس (Leo Marks)

بازیگران اصلی: کارل بوم، موارا شیرر (Moira Shearer)، انا مسی (Anna Massey)

سینماتوگرافی: اتو هلر (Otto Heller)

تدوین: نورین اکلند (Noreen Ackland)

موزیک: برایان ایسدیل (Brian Easdale)

تاریخ اکران: 7 آوریل 1960

زمان: 101 دقیقه

رنگ: رنگی (ایستمن) و در بعضی بخش ها سیاه و سفید

خلاصه داستان فیلم Peeping Tom

مارک لوئیس مردی جوان است که در یک استودیوی فیلم سازی به عنوان دستیار فیلم بردار (به طور دقیق تر تنظیم کننده ی فوکوس لنز [Focus Puller])، و همچنین به عنوان عکاس در یک استودیوی غیر رسمی تولید عکس های پوررنوگرافیک کار می کند. او که به نوعی ناهنجاری جنسی به نام اسکوپوفیلیا (یا اسکوپتوفیلیا)، که به طور عامیانه به آن «چشم چرانی» نیز اطلاق می شود، در کنار دیگر ناهنجاری های جنسی و روانی مبتلا است، شب ها دست به قتل زنان جوانی می زند و از کشتن آن ها فیلم می گیرد.

(اگر فیلم را ندیده اید جهت لو نرفتن داستان باقی خلاصه داستان را نخوانید.)

بررسی فیلم چشم چران

اولین قربانی مارک لوئیس

مارک به عنوان اولین اقدامش به قتل، زن روسپی ای را انتخاب می کند، در حالی که با دوربین هندی کمی از لحظه ی کشتن او فیلم می گیرد. سپس در خانه اش همان فیلم را با دستگاه آپارت شخصی اش تماشا می کند. صبح روز بعد به همان مکان بر می گردد و از جمعیت شوکه شده یی که مشغول تماشای حمل جنازه ی زن از آپارتمانش هستند فیلم می گیرد.

او سپس به مغازه ی محل کارش که _علاوه بر فروختن مطبوعات، سیگار، و تنقلات_ عکس های پوررنوگرافیک نیز می فروشد، می رود. در طبقه ی بالای این مغازه استودیوی ساده ی عکاسی ای وجود دارد که در آن دو زن در حال آراستن خودشان برای گرفتن عکس های سککسی هستند. مارک از یکی از زن ها عکس می گیرد، اما زن دوم حاضر نیست به او نگاه کند. در حالی که ابتدا فکر می کنیم زن دوم از گرفتن این طور عکس ها شرمش می شود، خیلی زود می فهمیم دلیل رو برگرداندن او از مارک زخمی است که بالای لبش دارد. بر خلاف انتظار خود زن، مارک شیفتگی زیادی به صورت او نشان می دهد و با دوربین فیلم برداری اش از صورت او فیلم می گیرد.

او هنگام برگشتن به خانه، با هلن، دختر همسایه اش، رو به رو می شود که از او دعوت می کند به جشن تولدش ملحق شود، اما مارک که خجالتی است طفره می رود. کمی بعد، در حالی که مارک در حال تماشای فیلم هایی است که گرفته، همان دختر در آپارتمان او را می زند و تکه یی کیک به او تعارف می کند. مارک او را به داخل خانه دعوت می کند. هلن با دیدن استودیوی خانگی مارک، از او می خواهد تا کمی از فیلم هایش را به او نشان بدهد. مارک بخشی از فیلمی عجیبی که پدرش (که نقشش را خود کارگردان فیلم، مایکل پاول، بازی می کند) از دوران کودکی خود او گرفته به هلن نشان می دهد.

در روز دیگری مارک را در استودیوی فیلم سازی یی می بینینم که همراه با دیگر عوامل فیلم مشغول ضبط صحنه یی از یک فیلم سینمایی است. ضبط فیلم تمام می شود و همه ی عوامل صحنه را ترک می کنند، اما مارک همراه با یک بازیگر زن جایگزین (Stand-in) به ملاقاتی پنهانی در همان استودیو برای ضبط کردن فیلمی از او برای رزومه ی آن بازیگر _به خیال خود بازیگر (و یا در حقیقت برای ضبط بخشی از پروژه ی مستند خود مارک)_ می رود. در اینجا مارک دست به دومین قتلش می زند، و می بینیم چطور با سر نیزه یی که در پایه ی دوربینش پنهان کرده آن زن را می کشد. بعداً وقتی عوامل ساخت فیلم می خواهند صحنه ای از فیلم را دوباره ضبط کنند، به طور اتفاقی با جسد بازیگر رو به رو می شوند. پیدا شدن جسد در استودیو باعث کشانده شدن پلیس به آن محل می شود.

تحلیل فیلم چشم چران

دومین قربانی مارک لوئیس

در حالی که پلیس مشغول پیدا کردن سرنخی از قاتل بازیگر است، هلن که هم قدری به مارک علاقه نشان می دهد و هم از او برای تصویرگری کتابی که می خواهد چاپ کند کمک می خواهد، با او به قرار ملاقاتی در شهر می رود. بعد از بازگشتشان هلن به مارک می گوید دوست دارد مارک از او فیلم بگیرد، اما مارک به طور هیستریک به او می گوید که هرگز این کار را نخواهد کرد. او آشکارا هلن را دوست دارد و نمی تواند تصور کند که او سوژه ی فیلم (قتل) او باشد. آرک شخصیت مارک از همین جا شروع می شود. او می خواهد خودش را درمان کند، برای همین از روانپزشکی که با پلیس جهت حل پرونده ی قتل بازیگر همکاری می کند می پرسد چطور می شود مشکل چشم چرانی را درمان کرد. پزشک به ماموران پلیس می گوید که مارک از او چنین سوالی کرده، و آن ها به مارک مضنون می شوند و همه جا تعقیبش می کنند.

مارک که از درمان خودش نا امید شده، و از طرفی پی به تعقیب شدنش توسط پلیس برده، به استودیوی عکاسی می رود و مدلی که قبلاً از او عکس گرفته بود را می کشد. پیش از بازگشت مارک به خانه اش، هلن که کادویی برای مارک آورده، بی غرض وارد خانه ی او می شود، اما نمی تواند جلوی کنجکاوی اش را بگیرد و آپارات او را روشن می کند، و با فیلم قتل بازیگر مواجه می شود. مارک همین لحظه سر می رسید و ناچار اعتراف می کند که او یک قاتل است. او به هلن توضیح می دهد که او تحت تاثیر آزارهای روانی پدرش تبدیل به فرد حال حاضر شده، و اینکه دوست دارد از ترسی که سوژه هایش را هنگام مرگ فرا می گیرد فیلم بگیرد. مارک اما بخاطر علاقه یی که به هلن دارد آسیبی به او نمی زند، و با رسیدن پلیس به خانه اش با همان روشی که سوژه هایش را به قتل رسانده بود خودش را می کشد.

مرگ ضد قهرمان در فیلم چشم چران

جسد مارک لوئیس بعد از خودکشی

تحلیل روانی فیلم Peeping Tom

در ادامه قصد داریم به تحلیل روانشناختی فیلم Peeping Tom، و ارتباط آن با انواع پارافیلیا (Paraphilia) _ناهنجاری جنسی_ بپردازیم.

فیلم Peeping Tom: مجموعه یی از ناهنجاری های جننسی

پارافیلیا (Paraphilia)، به طور تحت الفظی به معنای «فرا-دوستی» است. در ترجمه های فارسی معمولاً به غلط آن را «انحراف جننسی» ترجمه می کنند، اما به عقیده ی ما ترجمه ی درست آن «گرایش جننسی غیر جریان اصلی» یا به طور ساده تر «ناهنجاری جننسی» است؛ چرا که بسیاری از حالاتی که در زمره ی پارافیلیا دسته بندی می شوند به طور طبیعی بدون اینکه باعث اختلالی حاد در زندگی روزمره ی افراد ایجاد کند در همه ی انسان ها وجود دارد (فهرستی از انواع پارافیلیا ها به انگلیسی). همچنین همانطور که در ادامه استدلال خواهم کرد پارافیلیای چشم چرانی در همه ی ما علاقه مندان به سینما وجود دارد. پارافیلیا زمانی به عنوان یک بیماری محسوب می شود که به صورت عامل مخل زندگی عادی و یا عامل آزار دیگران تبدیل شود (مانند پدوفیلیا _یا کودک آزاری).

مارک، شخصیت اصلی فیلم Peeping Tom، خودش به اسکوپوفیل (یا اسکوپتوفیل) _یا به فارسی «چشم چران»_ بودن خودش اذعان دارد، و در اواخر فیلم جهت درمان خودش از یک روانشناس کمک می خواهد؛ اما این تنها ناهنجاری جننسی او نیست.

چشم چرانی در فیلم Peeping Tom

مارک لوئیس در حال دید زدن مهمانی هلن

اسکوپوفیلیا (Scopophilia) _یا چشم چرانی

اسکوپوفیلیا (Scopophilia) / اسکوپتوفیلیا (Scoptophilia)، یا آن چه که به آن ویوریسم (Voyeurism)، به معنای التذاذ جننسی با نگاه کردن پنهانی به بدن یک شخص، خصوصن عریان یا در حال سککس، (در فارسی عامیانه «چشم چرانی» یا «دید زدن») گفته می شد، ناهنجاری جنسی ای ست که عنوان این فیلم از آن گرفته شده. ما در جای جای فیلم مارک را در حال چشم چرانی می بینیم.

نمود این عارضه که از کودکی همراه مارک بوده را در تکه هایی از فیلم های دوران کودکی مارک که پدرش از او گرفته می توانیم ببینیم _در جایی که مارک به لب گرفتن زوجی جوان خیره شده. در جای دیگری وقتی مارک مشغول عکس گرفتن از مدل عکس های پوررنوگرافیک است او را می بینیم که بیش از حد پشت دوربینش، در حالی که صورتش زیر پارچه ی پشت دوربین پنهان شده، مکث می کند تا اندکی بیشتر به مدل عکس زل بزند (انگار که از زل زدن بدون مانع به مدلی که رو به رویش ایستاده ناتوان باشد و خودش را محدود به دید زدن به او از درون لنز دوربین بکند). او در جای دیگری، از گوشه ی پنجره، مهمانی هلن را تماشا می کند. و در یک جای دیگر وقتی دو جوان را در حال لب گرفتن در تاریکی خیابان می بیند بی اختیار دست به سمت دوربینی که همیشه بر دوشش می اندازد می برد، اما چون به یاد می آورد آن را همراهش نبرده، بی اختیار به مدتی طولانی و آزار دهنده به دو جوان زل می زند.

ناهنجاری جنسی در فیلم Peeping Tom

مارک در حال دید زدن زوجی در حال لب گرفتن

همچنین مارک در تنهایی و تاریکی اتاقش فیلم های قتل سوژه هایش را مرور می کند. احتمالن اگر این فیلم امروزه ساخته شده بود (و توسط فیلم سازان باجسارتی مثل گاسپار نوئه یا لارس فون تریه) مارک را در حال خود اررضایی هنگام دیدن این فیلم ها می دیدیم.

نقد فیلم Peeping Tom

مارک در حال تماشای فیلمی که گرفته

اسکیزوید (Schizoid)

در علم روان پزشکی، «Schizoid Personality Disorder» (به فارسی: «عارضه اسکیزوید شخصیتی») به معنای نوعی ناهنجاری روانی است که در آن فرد مبتلا به روابط اجتماعی بی اعتناست، علاقه مند به انزوا و زندگی پوشیده از دیگران و پنهانکارانه است، و از نظر بروز و واکنش به احساسات دیگران سرد و بی تفاوت است. افراد مبتلا به این عارضه معمولاً دوستی ندارند، و در برابر دنیای خیالی یی شخصی برای خود می سازند. بنابر عقیده ی برخی محققین، افراد مبتلا به این عارضه تمایل دارند تماشاچی دنیای اطرافشان باشند، تا شرکت کننده در آن (مقاله ی «Schizoid personality disorder» ویکیپدیا).

به نظر می رسد مارک به این عارضه مبتلا باشد. او تعامل بسیار محدودی با افراد دارد، به طوری که حتا مستاجرانش نمی دانند او صاحب خانه است. او دوستی ندارد و روابطش با افراد تنها به روابط کاری و حرفه یی محدود می شود. او بسیار کم حرف است، و حتا وقتی حرف می زند بریده بریده و مختصر صحبت می کند، و محتوای حرف هایش فراتر از لب کلام نمی رود. او در برابر اشارات و دعوت های هلن، دختر همسایه اش، بسیار با مکث و سرد واکنش نشان می دهد. وقتی هلن از او می خواهد فیلمی به او نشان بدهد، او فیلمی غیر عادی از تحقیقات پدرش بر روی او در دوران کودکی اش را نشان می دهد، که باعث شوکه شدن هلن می شود. اما مارک، در عوض، دنیای شخصی پیچیده یی دارد. او از آغاز فیلم تا انتها مشغول تکمیل پروژه ی ساختن فیلمی مستند است. هر بار کسی از او می پرسد این فیلم درباره ی چیست و چه هدفی از این کار دارد، او یا از جواب دادن طفره می رود، و یا پاسخی متخصر و فرمالیته می دهد.

نمونه یی خوب از نمود ضعف مارک در ارتباط طبیعی با افراد در صحنه ی قبل از گردش شبانه ی او با هلن نشان داده می شود. مارک که حسی تازه و خوشایند راجع به هلن پیدا کرده، به او می گوید چیزی را حس می کند که نمی تواند توصیفش کند و فقط می تواند با فیلم برداری از آن نشانش بدهد. این توصیف مارک بیانگر این است که او در برخورد واقعی با احساساتش و تعامل اجتماعی ضعف عمده یی دارد، و تنها به وسیله ی رسانه هایی مجازی مثل فیلم و عکس است که می تواند این حس را ابراز یا تجربه کند.

روانکاوی شخصیت در فیلم Peeping Tom

مارک از چهره ی خودش عکسی مجازی می گیرد

همچنین نمونه ای خوب از نمود دنیای خیالی و شخصی مارک وقتی است که او از گردش با هلن بر می گردد و وقتی توصیفی زیبا راجع به خودش را از قول هلن می شنود، در لحظه ی غیاب او با دست هایش حالتی شبیه به قاب بندی تصویری خیالی را انجام می دهد، و یا شاید دوربینی خیالی را در دست می گیرد، و از چهره ی خودش پس از شنیدن حرف های دلنشین هلن فیلم می گیرد.

اینم بخون:  The House that Jack Built لارس فون تریه در فستیوال کن

همان طور که گفته شد، افراد اسکیزویدی تمایل به تماشاچی بودن در دنیای اطرافشان را دارند. با یادآوری این توضیح، فعالیت مارک به عنوان عکاس و فیلم بردار _یعنی تماشاچی_ معنایی خاص دارد. با در نظر گرفتن همه ی توضیحات بالا، به نظر می رسد تشخیص مارک به مبتلا بودن به «عارضه اسکیزوید شخصیتی» معتبر باشد.

علاوه بر ارثی بودن عارضه ی اسکیزوید، عوامل محیطی و ضعف تربیتی والدین هم به عنوان دلایل به وجود آمدن این عارضه ذکر شده است (مجدداً مقاله ی «Schizoid personality disorder» ویکیپدیا)، که با در نظر گرفتن آزار های روحی مارک از طرف پدرش می توان این عامل محیطی را در مورد او معتبر دانست.

سادیسم جننسی (Seexual Sadism) _یا دیگر-آزاری جننسی

مارک خودش اذعان می کند که به چشم چرانی مبتلاست، اما این در اصل ناهنجاری یی حاشیه یی در شخصیت اوست. شاید کسی را نتوان پیدا کرد که از چشم چرانی لذت نبرد؛ و این خللی در زندگی اکثر ما ایجاد نمی کند. مشکل مارک، در واقع، ناهنجاری یی است که به آن «سادیسم جننسی»، یا «دیگر-آزاری جننسی»، اطلاق می شود. چنین افرادی با آزار رساندن، یا به تعبیری، با شکنجه ی دیگران لذت جننسی می برند.

از نشانه های افراد مبتلا به اسکیزوید، عدم ارگگاسم از طریق سککس است، بنابراین منطقی است چنین افرادی از طریقی غیر عادی دست به تجربه ی جننسی بزنند. با توجه به اسکیزویدی بودن مارک، طبیعی است که روش ارضای جننسی غیر عادی یی هم داشته باشد. مارک همانطور که خودش در پایان فیلم اعتراف می کند، دوست دارد تا ترس را چهره ی سوژه هایش هنگام مرگ ببیند، و همچنین آن ها را با گرفتن آینه یی جلویشان وادار به دیدن مرگ خودشان، و در نتیجه ترس و شکنجه ی بیشتر بکند. او به طور کلی تنها زمانی تحریک به قتل می شود که سوژه اش بترسد، برای همین وقتی هلن را وحشت زده می بیند از او می خواهد که سریع از او دور بشود، و یا در سایه های کنج اتاق پنهان بشود تا مارک به او آسیب نزند. بنابر دلایل ذکر شده، به نظر می رسد مارک از سادیسم جننسی هم رنج می برد.

تحلیل روانی فیلم Peeping Tom

تصویر مرگ هلن در آینه ی دوربین مارک

اروتوفونوفیلیا (Erotophonophilia) _یا قتل برای ارضای نیاز جننسی

ناهنجاری جنسی یی تحت عنوان اروتوفونوفیلیا (Erotophonophilia)، یا قتل شههوانی (Lust Murder) وجود دارد، که در آن فرد مبتلا، برای لذت جنسی دست به قتل می زند، و یا از تصور قتل فردی لذت جننسی می برد.

سوژه هایی که مارک در فیلم Peeping Tom برای کشتن انتخاب می کند همگی زن هستند، و از جذابیت بالنسبه یی هم برخوردارند؛ بدیهی است انتخاب چنین سوژه هایی صرفن بخاطر قتل نیست، بلکه به نظر می رسد مارک که با شکنجه هایی که از طرف پدرش دیده تبدیل به فردی جامعه گریز شده که نمی تواند با زنان رابطه ی سالمی داشته باشد، با آزار و کشتن آن ها سعی می کند به لذت جننسی دست پیدا کند. آرک (قوس) یا تحول شخصیت او هم از زمانی شروع می شود که با خود فکر می کند شاید بتواند با هلن رابطه ی سالمی داشته باشد و تبدیل به آدمی عادی بشود.

تصویری از فیلم Peeping Tom

مارک اولین قربانی اش را انتخاب می کند

اوبژکتوفیلیا (Objectophilia)  _یا شی دوستی

ناهنجاری جننسی دیگری به نام اوبژکتوفیلیا، یا گرایش جنسی به یک شی بی جان، وجود دارد. نمونه ی آن را در ادبیات فارسی در داستان کوتاه «عروسک پشت پرده» اثر صادق هدایت، می توان یافت. در این داستان، شخصیت اصلی به مانکن لباسی در ویترین یک لباس فروشی شیفتگی شدید پیدا می کند.

در فیلم Peeping Tom، در صحنه ی بازجویی پلیس، وقتی کاراگاه از مارک می پرسد در شب قبل همراه «کسی» بوده است، مارک جواب می دهد «خیر، فقط دوربینم.» این صحنه همراه است با دستکاری و ور رفتن افسر دیگری با دوربین مارک _که مارک را عصبی و بی قرار می کند. در صحنه ی بازگشت از گردش شبانه با هلن، وقتی هلن لب مارک را می بوسد و خداحافظی می کند، مارک لنز دوربین را به جای بوسه ی او می مالد. شاید وابستگی شدید مارک به دوربینش، و همچنین مالیدن لنز دوربین به جای بوسه ی هلن، فراتر از صرفن علاقه ی یک عکاس یا فیلمساز به دوربینش باشد؛ شاید مارک به این شی وابستگی جنسی دارد و از نوازش آن لذت جنسی می برد.

گرایش های جنسی نامتعارف در فیلم Peeping Tom

مارک دوربینش را می بوسد

ناهنجاری روانی فیلم Peeping Tom

مارک دوربینش را محکم در آغوش می گیرد

پیکریسم (Piquerism) _یا علاقه به سوارخ کردن

ناهنجاری بارز دیگری که در مارک می توان یافت پیکریسم یا علاقه به سوراخ کردن برای لذت جنسی است. افراد مبتلا به این ناهنجاری از فرو کردن جسم نوک تیز در بدن دیگران لذت می برند.

در فیلPeeping Tom شیوه ی قتل مارک به این صورت است که او نیزه ی پنهان شده در پایه ی دوربینش را مانند آلت تنناسلی مردانه بالا می گیرد و در گلو یا جای دیگری از بدن مقتول فرو می کند. یه نظر ما از میان این همه شیوه برای به قتل رساندن، نویسنده ی این فیلمنامه به طور اتفاقی این شیوه را انتخاب نکرده، بلکه از عمد خواسته این ناهنجاری جنسی را نیز در شخصیت مارک نشان بدهد. شاید پایه ی افراشته ی دوربین جای آلت تنناسلی و مشکل نعوظ مارک را می گیرد.

ناهنجاری جنسی در فیلم Peeping Tom

مارک پایه ی دوربینش را مانند آلت تنناسلی نععوظ شده بالا می گیرد

لحظه قتل در فیلم Peeping Tom

مارک با سرنیزه ی پایه ی دوربینش می خواهد همکارش را به قتل برساند

در صحنه یی که مارک هدیه اش به هلن که یک سنجاق سینه است را می دهد، و هلن مشغول وصل کردنش به لباسش است، حرکات، میمیک، حبس کردن نفس، و نگاه خیره اش به جایی که هلن دارد سوزن سنجاق سینه را نصب می کند هم حیرت انگیز است. فرو رفتن سوزن در لباس هلن برای مارک آشکارا حس خاصی را ایجاد می کند.

روانکاوی در فیلم Peeping Tom

واکنش مارک وقتی هلن سنجاق سینه را به لباسش وصل می کند

تحلیل روانی چشم چران فیلم Peeping Tom

هلن سنجاق سینه یی را به لباسش وصل می کند

نکته ی دیگر قابل بررسی درباره ی انتخاب سرنیزه برای قتل، تبدیل شدن این آلت قتل به موتیفی برای سبک خاصی از فیلم های ژانر ترسناک به نام اسلشر (Slasher) است. در این سبک فیلم ها (که اتفاقن همین فیلم چشم چران از آغازگرانش به حساب می آید) از جسمی نوک تیز برای قتل استفاده می شود. در مقاله یی دیگر به بررسی بیشتر این ژانر خواهم پرداخت.

سیمفوروفیلیا (Symphorophilia) _یا لذت تماشای صحنه های دلخراش

سیفوروفیلیا یا لذت از تماشای صحنه های دلخراش، ناهنجاری یی است که در آن افراد از تماشای صحنه یی غم انگیز یا دلخراش لذت جنسی می برند؛ مانند تماشای صحنه ی جنایت، یا تصادف خودرو. همان طور که در ابتدا گفتم ناهنجاری های جنسی گاهی آن قدر متداول هستند که دیگر نمی توان روی آن ها نام انحراف یا بیماری گذاشت؛ مثلن همین تماشای صحنه ی تصادف یا حادثه یی دلخراش حداقل برای ما ایرانی ها موضوعی غیر عادی نیست. آیا می توان گفت دسته ی افراد پرشوری که دور عده یی که مشغول دعوا در خیابان هستند، و یا افرادی که دور ماشین های تصادفی جمع می شوند، و یا افرادی که به تماشای ساختمان های در حال سوختن می ایستند صرفن از روی کنجکاوی این کار را انجام می دهند؟!

در فیلم Peeping Tom این عارضه به خوبی نشان داده شده. مارک از ضجه های مقتولینش، و همچنین از صحنه ی حمل جنازه و واکنش مردم به این صحنه ی دلخراش فیلم می گرد، و بعد فیلم ها را با هیجان تماشا می کند. او حتا با دیدن مجدد بستر مرگ مادرش در فیلم عجیبی که پدرش گرفته بود تحریک می شود و همان لحظه شانه ی هلن را در حال تماشای فیلم لمس می کند.

نقد فیلم Peeping Tom

در حال تماشای بستر مرگ مادرش، مارک شانه ی هلن را لمس می کند

همچنین در همان صحنه، وقتی هلن از تماشای فیلم های دوران کودکی مارک که در آن پدرش با ترساندن او شکنجه اش می کرد شوکه می شود و می ترسد، مارک چراغی در صورت هلن روشن می کند و سعی می کند از واکنش او فیلم بگیرد.

روانشناسی فیلم Peeping Tom

مارک می خواهد از ترس هلن فیلم بگیرد

همچنین در سکانس آخر فیلم مارک به هلن که از وحشت می لرزد می گوید در گوشه یی از اتاق پنهان شود تا او ترس را در چهره و بدنش نبیند _وگرنه نمی تواند کشش اش به قتل را کنترل کند.

دیووتیسم (Devotism) _یا علاقه به نقص جسمی

آخرین مورد از ناهنجاری های جنسی مارک دیووتیسم یا گرایش جننسی به افراد داری نقص جسمی است. نمود این ناهنجاری زمانی بروز پیدا می کند که یکی از مدل های عکس پوررنوگرافیک که مارک می بایست از او عکس بگیرد از برگرداندن صورتش امتناع می کند. ما ابتدا فکر می کنیم او آماتور است و عادت به لخت شدن در برابر دوربین ندارد، اما وقتی صورتش را بر می گرداند می بینیم زخمی بزرگ بالای لبش دارد (لب شکری است). او به مارک می گوید که لازم نیست از صورت او عکس بگیرد، اما مارک انگار حرف او را اصلن نمی شوند چرا که به شدت شیفته ی صورت او شده، به طوری که دوربین شخصی اش را بر می دارد و از صورت او فیلم می گیرد.

گرایش به نقص جسمی در فیلم Peeping Tom

مارک از دختر لب شکری فیلم می گیرد

شاید مورد دیگر بروز این ناهنجاری جایی باشد که هلن مادر نابینایش را به مارک معرفی می کند. مارک از برخورد با این زن دچار دلهره می شود، به طوری که وقتی با هم دست می دهند زن از او می پرسد که آیا در حال دویدن بوده که نبضش این قدر تند می زند. شاید بالارفتن نبض تام تنها به خاطر خجالتی بودن او باشد، یا کنجکاوی های زن درباره ی او؛ اما در عین حال شاید از نقض جسمی این زن به وجد آمده باشد. البته تعبیر منطقی دیگری هم از منقلب شدن مارک هنگام رو در رویی با مادر هلن این است که کنجکاوی و بازجویی مادر هلن برای مارک یادآور جاسوسی ها و تحت نظر گرفتن های دائمی اش در کودکی توسط پدرش است.

اولین ملاقات با مادر در فیلم Peeping Tom

مارک در اولین برخوردش با مادر هلن

بررسی فیلمنامه Peeping Tom

فیلمنامه چشم چران (Peeping Tom) نوشته ی لیو مارکس (Leo Marks)، فیلمنامه یی پیچیده و دقیق است. لیو مارکس قطعاً تحقیقی وسیع درباره ی انواع ناهنجاری های جنسی ای که شخصیت اصلی فیلمنامه اش از آن رنج می برد انجام داده. او همچنین فیلمنامه یی نوشته که فراتر از ساختن یک داستان هیجان انگیز جنایی، داستانی درباره ی ماهیت سینماست. کاراکتر مارک هم کاراکتری پیچیده و چند بعدی است که در حین فیلم دچار آرک (قوس)، یا تحول شخصیت، می شود. بنابراین شایسته است بیشتر به این فیلمنامه و شخصیت مارک بپردازیم.

شخصیت مارک در فیلمنامه چشم چران (Peeping Tom)

ویژگی جالب کاراکتر مارک در فیلمنامه Peeping Tom این است که او هم آنتاگونیست (شخصیت اصلی منفی) و هم پروتاگونیست (شخصیت اصلی مثبت) این فیلم به طور توأم است. در واقع چالش قاتل این فیلم، برخلاف بسیاری دیگر از فیلم های جنایی، چالشی برای مخفی کردن جنایتش از جامعه یا پلیس نیست (کما اینکه خود مارک در سکانس پایانی فیلم می گوید مدت ها انتظار لو رفتن جنایتش را داشته و برای آن آماده است)، بلکه چالش او با شخصیت دو قطبی خودش است.

دید زنی در فیلم Peeping Tom

مارک لوئیس در چشم چران

مارک شخصیتی دو قطبی دارد. از سویی او یک قاتل است که با خونسردی سوژه هایش را به قتل می رساند، از آن ها فیلم می گیرد، و بعد فیلم ها را برای لذت جننسی تماشا می کند؛ و از طرفی مرد جوان مهربان و خجالتی یی است که حتا از گرفتن کرایه ی آپارتمان هایی که اجاره داده معذب می شود، هلن را دوست دارد، و می خواهد که تبدیل به آدم سالمی بشود. همین ویژگی های مثبت اوست که باعث می شود بیننده احتمالن از او مانند یک کاراکتر منفی مطلق متنفر نباشد، بلکه حتا او را دوست داشته باشد و آرزو کند ای کاش تغییر کند و درمان بشود.

از جهتی می توان مارک را با نورمن بیتس (Norman Bates) در فیلم روانی (Psycho) آلفرد هیچکاک (Alfred Hitchcock) مقایسه کرد. نورمن هم شخصیتی دو قطبی دارد؛ از طرفی مرد جوان سر به زیری است که با دختری که به متل او آمده مهربان است و برایش غذا می آورد، و اگرچه یک بار او را از سوراخ توی دیوار دید می زند (باز هم مثل مارک) اما از این کار شرمنده می شود، اما در عین حال قطب دیگر شخصیت او قاتلی بی رحم است. همچنین نورمن نیز مانند مارک که توسط پدرش شکنجه شده، توسط مادرش تبدیل به فردی ضد جامعه و دارای ناهنجاری جننسی شده.

نورمن بیتس در فیلم روانی هیچکاک

نورمن بیتس در فیلم روانی هیچکاک

اما نورمن و مارک یک تفاوت اصلی دارند. نورمن نهایتاً مغلوب قطب منفی شخصیتش می شود، به طور کامل تبدیل به قاتلی می شود که می خواهد جنایتش را تا انتها مخفی نگه دارد، و حتا بعد از افشا شدن رازش به طور کامل در قالب مادر روانی اش فرو می رود؛ در حالی که مارک با وجود چند فقره قتلی که انجام می دهد همچنان تا پایان فیلم با خودش کلنجار می رود و دوست دارد فرد سالمی باشد _او حتا با لو رفتن قضیه به هلن آسیب نمی زند و به جایش خودش را می کشد.

مارک قربانی تجاوز به حریم شخصی

همانطور که در فیلم کودکی مارک می بینیم، پدر او برای مشاهده سیر رشد کودک و همچنین واکنش به ترس، از مارک به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده کرده بود. او مارک را همه جا تعقیب می کرد و از هر لحظه ی او فیلم می گرفت؛ از بازی و کنجکاوی هایش تا لحظه ی خداحافظی با مادرش در بستر مرگ او. پدرش او را حتا موقع خواب هم رها نمی کرد؛ از او مخفیانه فیلم می گرفت، و او را می ترساند. جالب تر این که به او دوربینی هم هدیه می دهد، چه بسا به منظور اینکه حتا لحظات بیشتری از زندگی خصوصی پسرش را مستند کند. مارک در آخر فیلم به هلن توضیح می دهد که آنچه از کودکی او دیده تنها گوشه ی کوچکی از اتفاقاتی است که برای او افتاده. او صدای گریه های خودش در اثر آزار پدرش، و همچنین صدای ضبط شده با میکروفن های مخفی یی که پدرش در همه ی اتاق های خانه جاسازی کرده را برای هلن پخش می کند.

صحنه فیلم در فیلم از فیلم Peeping Tom

مارک از پدرش دوربینی هدیه می گیرد

در چند جا از فیلم Peeping Tom وقتی صحبت از کلید می شود مارک واکنش های غیر عادی یی انجام می دهد. اولین بار وقتی هلن به او کلید کمدی را می دهد، او کلید را نمی گیرد. همین اتفاق هنگام تردید او در پذیرفتن کلید استودیوی کوچک بالای مغازه ی محل کارش هم تکرار می شود. جالب تر آن که او حتا در خانه یا اتاقی که دربردارنده ی اسناد جنایاتش است را نیز قفل نمی کند. اتفاقن مادر هلن که یک شب پنهانی وارد اتاق او می شود هم این نکته را گوشزد می کند، و تعجب می کند که چرا در خانه یا اتاقش را قفل نکرده بوده. مارک در برابر سوال او می گوید که هیچ وقت به او اجازه ی داشتن کلید [برای قفل کردن در اتاقش] داده نشده، و او [حالا هم] به داشتن کلید عادت نکرده.

توصیف های بالا نشان می دهد که چطور مارک به طور دائم تحت نظر، و بی بهره از حداقل حریم شخصی بوده. چه بسا حتا تا بعد از سن بلوغ هم بخاطر تحت نظر بودن یا دید زده شدن توسط پدرش از ابراز یا تجربه ی سککس محروم بوده، و بنابراین حالا که پدرش دیگر زنده نیست و او تازه می خواهد برخی از تجربه ها را به دست بیاورد در ارتباط واقعی و بی واسطه با زنان ناتوان است.

عامل محرک فیلمنامه و قوس شخصیت مارک

کاراکتر مهم دیگری در فیلم Peeping Tom، هلن، همسایه ی مارک است. عامل محرک فیلم هم لحظه ی آشنایی مارک با هلن و احتمال ایجاد رابطه یی عاطفی بین آن هاست. هلن مانند کاتالیزوری عمل می کند که مارک را به مواجه شدن با شخصیت متلاشی خودش ترغیب می کند. در واقع هلن مارک را از قالب خودش در می آورد، و داستانی که می توانست تا ابد با قتل های پنهانی مارک ادامه پیدا کند را به سمت پایان پیش می برد.

تصویری از فیلم Peeping Tom

هلن در فیلم چشم چران

قوس شخصیت مارک با مواجه شدن با مادر هلن به وجود می آید. مادر هلن که عنصری غیر عادی را در مارک تشخیص داده به او می گوید بهتر است مشکلش را با کسی در میان بگذارد و آن را حل کند. همین باعث می شود مارک تصمیم به درمان خودش بگیرد. در واقع مارک با ایجاد رابطه یی عاطفی با هلن و تصور این که او هم می تواند انسانی عادی باشد، و سپس با مواجه شدن با مادر هلن که او را تشویق به حل مشکلش می کند، تصمیم به تغییر می گیرد. مارک با روانپزشکی صحبت می کند که به فردی در شرایط او (مبتلا به اسکوپتوفیلیا) پیشنهاد می کند در چند جلسه ی متداوم درمانی برای حل مشکلش شرکت کند. اما طبیعتاً مشکل مارک خیلی فراتر از آن رفته که بشود حلش کرد، و به ناچار مارک به پایان محتومش که تنها می تواند زندانی شدن یا خودکشی باشد می رسد. مارک مرگ را ترجیح می دهد، و با سرنیزه ی پنهان شده در پایه ی دوربینش، همانطور که قربانیانش را پیش از این کشته بود، خودش را می کشد.

سکانس پایانی فیلم Peeping Tom

مارک خودش را می کشد

درباره ی لیو مارکس نویسنده فیلمنامه Peeping Tom

لئو مارکس نویسنده فیلمنامه فیلم چشم چران

لیو مارکس

لیو مارکس، که نام کاملش لیوپالد سمیول مارکس (Leopold Samuel Marks) است، در 24 سپتامبر 1920 در لندن متولد شد. او پیش از اشتغال به نویسندگی، در طول جنگ جهانی دوم، به عنوان رمزنگار برای دولت بریتانیا کار می کرد. او پس از جنگ چند نمایشنامه و فیلمنامه نوشت؛ از جمله: رگبار (Cloudburst) (1951)، چشم چران (1960) (Peeping Tom)، سبسشن (Sebastian) (1968)، و روان-پریش (Twisted Nerve) (1968).

فیلمنامه ی Peeping Tom او به کارگردانی مایکل پاول (Michael Powell) در هنگام اکرانش در سال 1960 به شدت مورد نفرت منتقدین قرار گرفت، به طوری که عده یی آن را اثری «قبیح و پوررنوگرافیک» نامیدند (نشریه ی The Telegraph). اما این فیلم وقتی توسط فیلمسازان نسل های بعدی، نظیر مارتین اسکورسزی، دیده شد، مورد اعاده ی حیثیت قرار گرفت. در حالی که هم دوره های لیو مارکس اثر او را صرفاً یک جور پوررنوگرافی خطاب کردند، سینما دوستان نسل های بعد از آن به عنوان اثری خوش ساخت و دیدنی با داستانی پیچیده و چند بعدی یاد کردند (مقاله ی «Peeping Tom) film)» در ویکیپدیا).

نقد فیلم Peeping Tom _اثری خود-ارجاع درباره ماهیت سینما

فیلم Peeping Tom فراتر از فیلمی هیجان انگیز و جنایی خوش ساخت، از نظر خود-ارجاعی تفکر برانگیزش به سینما شایسته بررسی است. فیلم های بسیاری ساخته شده اند که کاراکتر هایشان خود سینماگر یا فیلمساز هستند، و یا درباره ی ساخته شدن یک فیلم، و یا مواردی از این قبیل هستند (نظیر فیلم 8 و نیم فلینی که 3 سال بعد از چشم چران ساخته شد)؛ اما نویسنده ی این مطلب فیلمی داستانی را سراغ ندارد که تا این حد به ماهیت و فلسفه ی سینما _خصوصاً از نقطه نظری منتقدانه_ پرداخته باشد. در ادامه به نقد فیلم Peeping Tom و بررسی نحوه ی ارجاع ها و کنایه های این فیلم به رسانه ی سینما و عناصر موجود در سینما می پردازیم.

سینما به منزله ی رسانه ی دیدزنی

پیش از تولد سینما، اختراع های مشابهی صورت گرفت که می توانست توهم حرکت را در بیننده ایجاد کند. نمونه ایی از این اختراع ها زوئتروپ (Zoetrope) است، که بیننده با چرخاندن سیلندری و نگاه کردن به سوراخ های درون آن می توانست تصاویر متحرکی را ببیند. همچنین در سال های آغازین تولد سینما دستگاه دیگری به نام کینتوسکوپ (Kinetoscope) توسط تامس ادیسن اختراع شد، که در آن مخاطب با نگاه کردن درون سوراخی که از قضا در انگلیسی به آن «Peep Hole» یا «سوراخ دید زنی» می گویند، می توانست فیلم های کوتاهی را ببیند. جالب تر این که یکی از فیلم های کوتاهی که در دستگاه های ادیسون به نمایش در آمد، فیلمی به نام «Trapeze Disrobing Act»، یا به فارسی «عمل لباس کنی بندباز»، بود. در این فیلم 2 دقیقه ای زن بندبازی را می بینیم که حین انجام حرکات آکروباتیک لباس هایش را در می آورد و به سمت دو مرد تماشاچی پرت می کند. اگرچه بندباز به طور کامل عریان نمی شود، اما جالب خواهد بود واکنش مردم از نمایش چنین فیلم عرف شکنانه یی در سال 1901 را تصور کنیم.

حتا امروزه ما با قرار گرفتن در سالن تاریک سینما، یا تنهایی اتاقمان برای تماشای یک فیلم، مجددن در این عمل منفردانه ی دید زنی شریک می شویم. به عبارت دیگر انگار سینما حتا از پیش از تولدش تا به امروز یک رسانه ی دیدزنی بوده.

واقعیت این است که فیملسازان رئالیست با قرار دادن دوربین مثل یک روح یا ناظر نامرئی (یا فردی که دزدکی نگاه می کند) در زندگی شخصی کاراکتر ها، در حال دید زنی از شخصی ترین لحظات زندگی آن ها هستند. بیننده هم با تماشای چنین اثری در واقع مجدداً در حال دید زنی است. به هر حال ما، بر خلاف آنچه حداقل تلاش می کنیم در زندگی واقعی به آن تظاهر کنیم، هنگام مشاهده ی صحنه های خصوصی کاراکتر های فیلم ها، چشم هایمان را درویش نمی کنیم. به همین خاطر است که در ابتدای مقاله عنوان کردیم همه ی ما به نوعی از ناهنجاری های جنسی مبتلا ایم. حداقل ما بینندگان و سازندگان فیلم، همگی به عارضه ی چشم چرانی مبتلا هستیم!

در صحنه یی از آغاز فیلم Peeping Tom، وقتی مارک در حال فیلم گرفتن رو به روی زنی روسپی قرار می گیرد، در یک لحظه سایه ی فیلمبردار و دستیارش (منظور فیلم بردار و دستیار فیلم بردار فیلم چشم چران در خارج از دنیای فیلم) در قاب فیلم می افتد. این اتفاق در هنگام باز پخش همان فیلمی که مارک گرفته در آپاراتش بهتر دیده می شود. قطعن مایکل پاول می توانست خیلی راحت زاویه ی نور را تغییر بدهد و دوباره این صحنه ی ساده را فیلم بگیرد، اما این کار را نکرد. به نظر ما این اتفاقی سهوی نبوده، بلکه مایکل پاول قصد داشته با این حضور لحظه یی سایه های فیلم بردار ها، دیوار چهارم را بشکند، و به ما حضور فیلم برداری چشم چران در خارج از دنیای فیلم را یادآوری کند.

قاتل در حال تماشای فیلم قتلی که خودش گرفته از فیلم Peeping Tom

سایه ی فیلمبردار و دستیارش در فیلمی که مارک گرفته

دوربین به مثابه سوراخ دید زنی

شباهت لنز دوربین به سوراخی که بتوان از آن کسی را دید زد غیر قابل انکار است. لنز دوربین ما را به یاد سوراخ چشمی روی در می اندازد که تنها از یک طرفش می توان دیگران را دید. همچنین دوربین در بعضی موارد عملاً به عنوان ابزار جاسوس یا زیر نظر گرفتن افراد به کار می رود. دوربین همچنین می تواند عامل مزاحم و به عنوان ابزار تجاوز به حریم شخصی افراد باشد؛ درست مثل فیلم گرفتن پنهانی پدر مارک از پسرش.

بنابراین قابلیت فی نفسه ی دوربین برای تبدیل شدن به ابزار جاسوسی (دید زنی) چیزی غیر قابل انکار است. این ویژگی در کنار دیگر ویژگی های ذاتی سینما، این رسانه را تبدیل به رسانه یی ذاتن ویوریستیک (Voyeuristic)، یا دید-زن، تبدیل می کند.

تصویر ثابتی از آغاز فیلم Peeping Tom

مارک پنهانی از قربانی اش فیلم می گیرد

دوربین به مثابه ابزار لذت جننسی یا آلت تنناسلی

اشاره ی دیگری هم به دوربین به عنوان وسیله ی لذت جویی در فیلم چشم چران صورت گرفته. در چند جای فیلم Peeping Tom وقتی مارک می خواهد سوژه هایش را به قتل برساند یا حداقل وسوسه می شود چنین کاری را بکند، یکی از پایه های دوربین را به سمت بالا خم می کند و آن را طوری جلوی خودش نگه می دارد که به نظر می رسد آللت مردانه ی نععوظ شده یی باشد. دادن چنین تصویری از طرف سازندگان این فیلم قطعاً اتفاقی نبوده، و شباهت این تصویر با آلت تنناسلی غیر قابل انکار است. انگار مارک که از ضعفی جنسی رنج می برد، پایه ی دوربین را (و خود دوربین را) جایگزین آلت تنناسلی خودش کرده باشد، و آن را در بدن سوژه هایش فرو می کند.

صحنه قتل در فیلم Peeping Tom

مارک پایه ی دوربینش را به سمت همکارش می گیرد

صحنه ای از فیلم Peeping Tom

مارک پایه ی دوربینش را به سمت مادر هلن می گیرد

همچنین ظاهر لنز دوربین را هم می توان مجددن به آلت تنناسلی تشبیه کرد. انگار باز هم دوربین، و این بار لنز آن، جایگزین آلت تنناسلی (یا آلت تلذذ) مارک شده باشد، و او تنها از این طریق می تواند لذت جننسی ببرد. در صحنه ای از فیلم، وقتی هلن لب های مارک را می بوسد و می رود، مارک به طور هیستریک لنز دوربین را به لب هایش و جای بوسه ی هلن می مالد. انگار مارک که از اختلال روانی جنسی شدیدی رنج می برد نتواند بدون دوربینش از هیچ تجربه ی جنسی یی لذت ببرد. انگار او تنها به واسطه ی شی یی به نام دوربین می تواند سککس را تجربه کند.

تصویر ثابتی از فیلم Peeping Tom

مارک دوربینش را جای بوسه ی هلن می گذارد

صحنه ای از فیلم Peeping Tom

مارک دوربینش را می بوسد

سالن سینما به عنوان مکان خرده تجربه های جننسی

مارک نیمی از لذت های جنسی اش را در حال تماشای فیلم هایی که گرفته در فضای تاریک اتاقش می برد. نشستن در فضایی تاریک و دور از نگاه اطرافیان به هر حال نوعی حریم شخصی برای افراد ایجاد می کند. مارک هم تنها کسی نیست که از این حریم شخصی در حین تماشای فیلم هایش لذت می برد. اگر اهل سینما رفتن باشید، احتمالاً با صحنه ی لاس زدن زوج ها در تاریکی سینما مواجه شده اید. شاید عده یی علت به وجود آمدن چنین صحنه هایی را از بی مکانی زوج ها بدانند _اگرچه این نیز صحیح است_ اما علاقه به تجربه های جنسی در تاریکی سالن سینما محدود به دوران ما و کشور ما نیست. شاید عجیب و باور نکردنی باشد، اما یکی از اولین سانسور هایی که بر سینما اعمال شد اصلن ربطی به محتوای فیلم ها نداشت، بلکه مربوط شرایط «غیر اخلاقی» حاکم بر سالن های سینما بود! (سایت Environmental History)

کارت پستالی انگلیسی، حدود سال 1910

کارت پستالی انگلیسی، حدود سال 1910

نگاه خیره ی مردانه (Male Gaze) در سینما

عنصری مهم و شناخته شده در نقد سینما، نگاه خیره ی مردانه (Male Gaze) است. منظور از این اصطلاح، به تصویر کشیدن بدن زن به عنوان عنصری تحریک کننده که مورد لذت بصری بیننده ی مرد قرار می گیرد است. در واقع سازندگان فیلم چشم چران با ساختن فیلمی درباره ی لذت بصری جنسی قصد مواجه کردن بیننده با این عنصر در سینما را داشته اند. یا به عبارتی آن ها با حالتی طعنه آمیز قصد داشته اند توجه ما را به این مسئله که در بسیاری از فیلم وجود دارد و خیلی ها اصولاً به همین خاطر علاقه مند به سینما هستند جلب کنند.

در فیلم Peeping Tom به دفعات با نشان دادن قاب هایی تمام قد از زنان، خصوصن به صورت نیمه عریان (و عریان) یا با حالتی عشوه گرانه، فرصت این نگاه خیره ی مردانه برای مخاطب فراهم شده. اما بنابر دلایلی که در ادامه می آوریم، قطعاً هدف سازندگان این فیلم صرفاً ایجاد نگاه خیره ی مردانه برای لذت بصری و جذب مخاطب مرد نبوده؛ بلکه تاکید مداوم و بیش از حد معمول بر چنین عنصری به قصد مواجه کردن مخاطب با این عنصر در سینما، یا به رخ کشیدن چشم چران بودن مخاطب سینما، بوده است.

رو به رو کردن مخاطب با چشم چران بودن خودش

در فیلم Peeping Tom، فعالیت مارک به عنوان عکاس پوررنوگرافیک، و همچنین فیلم بردار سینمایی اصلاً اتفاقی نیست. جالب تر اینکه در تمام طول فیلم مارک به قول خودش در حال ساختن یک مستند است _مستندی که با ضبط کردن صحنه ی مرگ خودش تمام می شود. در واقع سازندگان فیلم Peeping Tom با قرار دادن مارک در حال فیلم برداری به فیلمسازان طعنه می زنند، و با قرار دادن او در حال تماشای فیلم ها به مخاطبان سینما طعنه می زنند. فکر نمی کنم رک تر این می شد به ما به عنوان بیننده و یا سازنده ی سینما گفت «همه تون چشم چرونید!» البته فکر نمی کنم به رخ کشیدن چنین قضیه یی به معنای ادعای غیر اخلاقی بودن رسانه سینما باشد، بلکه هدف تنها رو به رو کردن مخاطب با یک واقعیت در مورد خودش است. به هر حال مایکل پاول پیش از فیلم Peeping Tom ده ها فیلم دیگر ساخته بود؛ پس رطب خورده منع رطب کی کند!

در آخرین صحنه ی فیلم، خارج شدن نوار فیلم از داخل آپارات واژگون شده ی مارک نماد پایان کار مارک است، اما حرک دوربین به سمت پرده ی نمایش با هاله ی نور قرمز بر آن می تواند نماد این باشد که «این حکایت همچنان باقی ست.» یا به عبارت دیگر سازندگان فیلم می خواهد ما تصویر خودمان را بر پرده ببینیم _ یا در واقع با خودمان رو به رو بشویم، همانطور که مارک با خودش رو به رو شد.

سکانس پایانی فیلم Peeping Tom

فیلم از حلقه ی آپارات خارج می شود

آخرین صحنه فیلم Peeping Tom

دوربین روی پرده نمایش متوقف می شود

به عنوان سندی برای تمام تفاسیر فوق، خوب است نگاهی به یکی از پوستر هایی که برای این فیلم درسته شده بیاندازیم. در بالای این پوستر با حروف بزرگ قرمز رنگ نوشته شده «Can you see yourself in this picture?» (یعنی: «آیا می توانید خودتان را در این تصویر ببینید؟») کمی پایین تر از این نوشته عکسی از اولین قربانی مارک در حالتی شوکه شده قرار دارد. اولین تعبیر از این عکس و نوشته این است که ما خودمان را جای قربانی مارک قرار بدهیم و ترسی را که او تجربه کرده تجربه کنیم. اما تعبیر دوم با در نظر گرفتن معنای دیگر کلمه ی «Picture» امکان پذیر است. در انگلیسی گاهی از کلمه ی Picture به معنای «تصویر/عکس» برای اشاره به «فیلم» استفاده می شود. این استفاده بر می گردد به سال های آغازین سینما که به جای استفاده از کلمه ی Film از عبارت «Motion Pictures» به معنای «تصاویر متحرک» استفاده می شد. بنابراین ترجمه کردن این کلمه به «فیلم» هم با مسما است. در این صورت ترجمه ی کل جمله می شود: «آیا می توانید خودتان را در این فیلم ببنید؟» تعبیر این جمله ی طعنه آمیز می تواند این باشد که «آیا می دانستید این فیلم راجع به شماست؟!»

پوستر فیلم Peeping Tom

پوستر فیلم چشم چران

سینمای وحشت به منزله گرایشی سادیستی

مارک تنها کسی نیست که از دیدن ترس لذت می برد. کنایه ی دیگری در فیلم چشم چران در واقع تعلق داشتنش به ژانر وحشت است. از دیدگاه نقادان ژانر وحشت، فیلم Peeping Tom به عنوان آغازگر ژانر اسلشر (Slasher) که زیر-گونه (Subgenre)  ژانر وحشت است به حساب می آید (مقاله ی «Slasher film» در ویکیپدیا). کنایه ی فیلم Peepig Tom به علاقه مندان به این سبک فیلم در مقایسه و برابر قرار دادن آن ها با مارک است. علاقه مندان به ژانر وحشت اسلشر، همانند مارک که در تاریکی اتاقش می نشیند و فیلم قتل با سرنیزه نگاه می کند، در تاریکی سالن سینما یا اتاقشان همین عمل را تکرار می کنند.

قبلاً به استفاده ی نمادین از پرده ی نمایش برای مخاطب قرار دادن بیننده اشاره کردم، اما عنصر دیگری که می تواند به صورت نمادین استفاده شده باشد آینه است. آینه معنای همان کاری را دارد که انجام می دهد: تصویر مقابلش را انعکاس می دهد. مارک از آینه یی که جلوی دوربینش نصب می کند برای ترساندن بیشتر قربانیانش، و نشان دادن تصویر در حال مرگشان به خودشان استقاده می کند. اما به نظر من در این فیلم از آینه همچنین برای مخاطب قرار دادن بیننده استفاده شده.

در زبان انگلیسی چنین اصطلاحی وجود دارد: «Hold a mirror up to somebody» (به فارسی: آینه ای جلوی کسی گرفتن) این اصطلاح به معنای رو به رو کردن کسی با واقعیت خودش است. وقتی در فرهنگ انگلیسی چنین مفهومی وجود دارد (کما اینکه در فرهنگ ایرانی خودمان هم وجود دارد)، پس تحلیل غلطی نیست اگر بگوییم سازندگان این فیلم از آینه به منظوری فراتر از ترساندن قربانیان مارک استفاده کرده اند _یعنی برای روبه رو کردن بیننده ی فیلم با ذات خودش.

نقد فیلم چشم چران فیلم Peeping Tom

مارک قربانیانش را با تصویر در حال مرگ خود مواجه می کند

انواع فیلم های ژانر وحشت مخاطبان زیادی را به سینما می کشاند؛ همین فیلم Peeping Tom هم در زمره ی ژانر وحشت قرار می گیرد. بنابراین آیا می توان گفت طرفداران این ژانر در واقع تا حدودی به عارضه یی که مارک دچارش است مبتلا هستند؟ قطعآ بینندگان ژانر وحشت چیزی لذت ناک در ترسیدن یا دیدن کشته شدن یا آزار دیدن کاراکترهای فیلم های این ژانر می بینند، وگرنه فیلم دیگری می دیدند. به عقیده ی من سازندگان فیلم چشم چران قصد داشته اند بینندگان ژانر وحشت را با این ناهنجاری (یا هر چه که اسمش را می گذارید) در وجودشان مواجه کنند.

بررسی تکنیکی فیلم Peeping Tom

فیلم Peeping Tom (چشم چران) با در نظر گرفتن این که 60 سال پیش ساخته شده، گذشته از موضوع تابو شکنانه، داستان هیجان انگیز، و خود ارجاعی کنجکاوی بر انگیزش به رسانه ی سینما، همچنین دارای ویژگی های تکنیکی سینمایی خاص و بدیعی است که می تواند مخاطب را شگفت زده کند. در ادامه قصد داریم به بررسی تکنیکی Peeping Tom، و ویژگی های خاص کارگردانی و بازیگری آن، و همچنین نوآوری یی که در سینمای جهان و انگلستان به ارمغان آورده بپردازیم.

فیلم چشم چران با اکسترا کلوزآپی از چشم مارک شروع می شود، و سپس با تصویری از خیابانی تاریک و خلوت با نور هایی که فضایی وهم آلود و کمی سورئال را به تصویر می کشند. این قاب همراه است با موسیقی دلهره آوری که سطح اضطراب ما را افزایش، و وعده ی اتفاقی ناگوار را می دهد.

اولین صحنه شروع فیلم Peeping Tom

سکانس اول فیلم Peeping Tom

قبل از اینکه حتا صورت مارک را ببینیم، با کلوزآپی از دوربین هندی کمی که مارک زیر کتش قایم کرده مواجه می شویم. مارک دکمه ی ضبط دوربین را می زند و صدای وز وز ناخوشایندی هم به موسیقی اضافه می شود. سپس زاویه ی دوربین عوض می شود و ما از درون دوربین مارک زن روسپی ای که منتظر مشتری است را می بینیم. دوربین به زن نزدیک می شود، از پاهای او تیلت می کند رو به بالا و اندام زن را برانداز می کند، تا جایی که دوربین جای چشم های مارک را می گیرد، به طوری که وقتی زن بر می گردد و مبلغ را به مارک می گویند انگار مستقیم با ما دارد حرف می زند.

صحنه آغازین فیلم Peeping Tom

زن حرک می کند سمت آپارتمانش و ما دنبال او می رویم. این زاویه ی دید اول شخص با استفاده از دوبین روی دستی که جای چشم های کارکتر را می گیرد، حتا اگر بی نظیر نباشد حداقل تا زمان ساخت این فیلم تکنیکی کم نظیر بوده. همه ی این ها را به کج شدن فریم وقتی مارک می خواهد پایه ی دوربینش را باز کند اضافه کنید، و همچنین بازتاب نوری که در صورت زن در حال درآوردن لباسش می افتد (که بعدن می فهمیم بازتاب نور در آینه یی است مارک هنگام کشتن سوژه هایش سمتشان می گیرد.)

سکانسی که در بالا توضیح داده شد، ما را به یاد سبک فیلم سازی گاسپار نوئه ی معاصر خودمان می اندازد. موسیقی ای که شنونده را عصبی و مضطرب می کند، دوربینی لرزانی که جای چشم کاراکتر فیلم را می گیرد، و فریمی که در زاویه یی غیر عادی کج می شود. همین تکنیک چندبار دیگر وقتی مارک در حال فیلم برداری است تکرار می شود.

سکانس آغازین چشم چران را در ادامه مشاهده کنید:

در ادامه ی فیلم در سکانس مغازه ی عکس های پوررنوگرافیک نیز با تصاویر تازه یی مواجه می شویم. دیدن عکس های پوررنوگرافیک در فیلم های معاصر فیلم چشم چران چیز نایابی است، چه برسد به صحنه یی که مردی میانسال وارد مغازه می شود و آلبومی از این عکس های پوررنوگرافیک را با ولع بررسی می کند (حین این که سعی می کند خودش از دیده شدن توسط مارک یا دختری که وارد مغازه می شود پنهان کند) و می خردشان.

همه ی تصاویری که در طبقه ی بالای فروشگاه، جایی که دو پوررن استار در حال آراستن خودشان برای عکاسی هستند، به نسبت فیلم های آن دوره تازه و بی بدیل هستند. در این سکانس مدل های نیمه برهنه، با حرکات و حرف های عشوه گرانه شان، و همچنین نقاشی ها و عکس های روی دیوار ها، به علاوه ی رنگ های تند آبی و قرمز، همگی فضایی خاص و تازه را ایجاد می کند (که نمی توانم نگویم به فیلم های گاسپار نوئه شباهت دارند). در واقع دو رنگ قرمز و آبی تند در سرار فیلم به دفعات استفاده شده. علاوه بر دلالت جنسی رنگ قرمز، استفاده از دو رنگ آبی و قرمز در کنار هم می تواند نماد روان دوقطبی مارک هم باشد؛ رنگ قرمز به عنوان نماد روان متلاشی شده و خوی قاتلانه ی مارک، و رنگ آبی به عنوان نماد بعد آرام و مهربان او.

نور پردازی فیلم چشم چران

هاله ی آبی و قرمز بر چهره ی مارک

تضاد رنگ های به کار رفته در فیلم چشم چران

تضاد رنگ آبی و قرمز

رنگ های به کار رفته در فیلم چشم چران

لباس با رنگ های متضاد اولین قربانی مارک

در سکانس دیگری که مارک برای هلن فیلم دوران کودکی اش را پخش می کند. لیو مارکس با زیرکی به جای استفاده از فلش بک، و یا صرفن پخش کردن فیلمی که هلن را بهت زده کند، صحنه هایی از کودکی مارک را انتخاب می کند، تا به این ترتیب هم اطلاعاتی راجع به چگونگی تبدیل شدن مارک به فرد بیماری که اکنون می بینیم را توصیف کرده باشد، و هم هلن را شوکه و راجع به مارک کنجکاو کند.

مارک از ابتدای فیلم تا پایان خودش را متعهد به ساختن مستندی راجع به زندگی خودش، و راجع به ترس کرده. این فیلم درون فیلم، و خود-ارجاعی فیلم چشم چران (اشاره اش به رسانه سینما، یا به عبارت دیگر فیلمی راجع به فیلم) نیز عنصری ابتکاری است. در نظر بگیریم که این فیلم در سال 1960 ساخته شده، در حالی که فیلم مشهور 8 و نیم فدریکو فیلینی (Federico Fellini) که آن هم موضوعی خود-ارجاعانه راجع به سینما دارد در سال 1963 ساخته شده.

پوستر فیلم هشت و نیم فلینی

پوستر فیلم 8 و 1/2 فلینی

فیلم چشم چران (Peeping Tom) آغازگر ژانر اسلشر (Slasher)

کلمه ی Slash به معنای دریدن یا شکافتن است؛ مانند شکافتن گوشت بدن با چاقو. از ترجمه ی این کلمه تقریبن می توانیم بفهمیم ژانر Slasher (به معنای شکافنده) به چه نوع فیلمی اشاره دارد. تعریف دقیق تر از این ژانر، فیلمی است که دارای کاراکتری اصلی است که از مشکل روانی/جنسی حادی رنج می برد، و برای ارضای نیازش به کشتن/لذت جننسی اقدام به قتل عده یی (بیشتر زنان)، معمولن با چاقو یا وسیله ی برنده ی مشابه، می کند.

صحنه ای از فیلم چشم چران

جسم تیز و برنده به عنوان آلت قتل در ژانر اسلشر

تحلیل گران سینما فیلم چشم چران را در زمره ی این ژانر قرار می دهند. اما جالب اینجاست که فیلم چشم چران همچنین به عنوان آغازگر این ژانر هم محسوب می شود (مقاله ی «Slasher film» در ویکیپدیا). برخی فیلم روانی هیچکاک را به عنوان آغازگر این ژانر محسوب می کنند، اما با دانستن اینکه فیلم چشم چران یک ماه زودتر از روانی اکران شده، باید بپذیریم این افتخار مختص فیلم چشم چران است.

اما واقعیت ناراحت کننده این است که فیلم چشم چران، بر خلاف فیلم سایکو که در زمان ساختش بسیار مورد تحسین قرار گرفت و حتا نامزد جایزه ی بهترین کارگردانی اسکار شد، از طرف جامعه ی سینمایی آن زمان بریتانیا بخاطر موضوع جنسی و نشان دادن تصاویر قتل و کشتار بسیار مورد تقبیح قرار گرفت. دامنه ی انتقاد از این فیلم تا حدی بود که نه تنها این فیلم هیچ جایزه یی نگرفت، بلکه مایکل پاول برای ساختن فیلم های آینده اش با مشکل بزرگی مواجه شد (سایت FT Magazine). مایکل پاول که پیش از ساخت چشم چران بیش از 50 فیلم بلند ساخته بود، بعد از اکران این فیلم تنها توانست 5 فیلم دیگر در سال های پراکنده بسازد، و کارنامه ی فیلم سازی اش بسته شد.

بعد ها با پی بردن به کیفیت فیلم چشم چران، در کنار دیگر فیلم های کارنامه ی مایکل پاول، او توسط موسسات و فستیوال های سینمایی معتبر جهان از جمله آکادمی فیلم بفتا و فستیوال فیلم ونیز مورد تقدیر قرار گرفت. عده ی از غول های سینما از جمله مارتین اسکورسزی، پدرو آلمودوار، و برایان دی پالما، مایکل پاول و فیلم هایش را به عنوان الهام بخش آثارشان ذکر کرده اند (سایت Powell-Pressburger).

مایکل پاول کارگردان فیلم چشم چران

مایکل پاول

در فهرست 100 فیلم برتر جهان از نگاه نقادان انستیتوی فیلم بریتانیا، 2 فیلم به کارگردانی مایکل پاول، به نام های «مسئله ی مرگ و زندگی» (1946) (A Matter of life and Death) رتبه ی 90، و «مرگ و زندگی سرهنگ بلیمپ» (1943) (The Life and Death of Colonel Blimp) رتبه ی 93 را ازان خود کرده اند (سایت انستیتوی فیلم بریتانیا).

اولین صحنه عرریان در یک فیلم سینمایی انگلیسی

علاوه بر پیشگام بودن چشم چران در ژانر اسلشر، این فیلم را احتمالاً می توان پیشگام نمایش صحنه های عریان در فیلم های داستانی انگلیسی زبان (بعد از تصویب قانون سانسور آمریکا)، و همچنین در سینمای انگلستان دانست (ویکیپدیا، «Nudity in film»، بخش «Challenges to the Hays Code, 1960–1966»). در صحنه ی بازگشت مارک به استودیوی عکاسی، در حد چند ثانیه، میلی، مدل عکاسی (که نقشش را پملا گرین) بازی می کند، را می بینیم که روی تختی کاملن عریان دراز کشیده.

در زمان ساخت چشم چران، همانند زمان ما، وجود صحنه های عرریان و ارروتیک پدیده ی غریبی در سینما به شمار نمی آمده، چرا که از اولین سال های اختراع سینما، کارگردان ها مشغول ساخت ارروتیسم، و یا نمایش برخی صحنه های عریان در فیلم های سینمایی بوده اند. عاملی که اندکی وقفه در نمایش این جور صحنه ها در فیلم های دهه های 30 تا 60 ایجاد کرد تصویب قانون سانسور هیز (Hays Code) در سال 1930، و اعمال آن از سال 1934 بود.

البته علی رقم قانون هیز که کمپانی های تولید فیلم آمریکا را ملزم به حذف برخی صحنه ها یا مضمون ها می کرد، تولید کننده های مستند و فیلم های آموزشی، و فیلمسازان مستقل بعضاً فیلم های دارای صحنه های عرریان می ساختند. همچنین در اکثر کشورهای اروپایی قانونی برای ممانعت با ساخت فیلم های این چنینی وجود نداشت. اما بخاطر عرف غالب در کشور انگستان، و خود-سانسوری فیلمسازان، فیلم هایی حاوی صحنه های عرریان در کشور انگلستان ساخته نمی شد (حداقل تا این لحظه نمونه یی از آن پیدا نشده).

بازیگری خوب فیلم چشم چران (Peeping Tom)

نکته ی دیگر شایسته ی بررسی، بازیگری درخشان کاراکتر اصلی فیلم توسط کارل بوم، بازیگر اصالتاً اتریشی، است. نام اصلی او کارلهاینتس بوم (Karlheinz Böhm) است، اما تحت نام کارل بوم، که تلفظ ساده تری دارد، در انگلستان شناخته می شد. او که در مجموع در 45 فیلم نقش آفرینی کرد، در فیلم چشم چران هم بازی ای فوق العاده از خود نشان داد. او توانست بسیار خوب در نقش مارک لوئیس، مردی مبتلا به انواع ناهنجاری های جننسی و روانی فرو برود. در فیلم چشم چران، مارک لوئیس، مرد جوان خجالتی یی است که در کودکی توسط پدرش که قصد تحقیق روی رشد کودک و تاثیر ترس بر انسان را داشته مورد شکنجه و آزار روحی قرار گرفته، که در نتیجه تبدیل به فردی جامعه ستیز شده.

شخصیت دو قطبی مارک در فیلم چشم چران بسیار باور پذیر و واقعی از آب در آمده. او از طرفی انسانی مهربان و سر به زیر است که رویای تبدیل شدن به کارگردان سینما را دارد، و از طرفی بیماری با روان از هم پاشیده است که برای ارضای امیالش دست به قتل می زند. جان بخشیدن به کاراکتری چینین پیچیده نیاز به مهارت فوق العاده یی دارد، که کارل بوم به خوبی از پس آن بر آمد.

بازیگر فیلم چشم چران

کارل بوم در سال 2009

گفته می شود یکی از دلایل انتخاب کارل بوم برای ایفای نقش مارک، داشتن پدری کنترل گر و دیکتاتور صفت، و در نتیجه داشتن تجربه ی شخصی نزدیک به کاراکتر مارک بوده است. (بخش « Acting career» در مقاله ی « Karlheinz Böhm» در ویکیپدیا) عجیب اینکه دختر کارل بوم، سیسی بوم، در خاطراتش والدینش را به آزار جنسی او در دوران کودکی محکوم کرده است! (سایت Online Focus)

کارل بوم، بعد از فیلم چشم چران، در چند فیلم سینمایی و برنامه ی تلویزیونی نقش آفرینی کرد؛ از جمله در 4 فیلم به کارگردانی راینر ورنر فاسبیندر (Rainer Werner Fassbinder)، کارگردان مشهور و پرحاشیه ی آلمانی.

جمع بندی درباره فیلم چشم چران (Peeping Tom)

مایکل پاول سال ها بعد از اکران فیلم چشم چران، در زندگی نامه اش با لحنی کنایه آمیز نوشت: «فیلمی می سازم که کسی دوست ندارد ببیند، و بعد، پس از 30 سال، همه یا آن را دیده اند یا می خواهند ببینند.» (هفته نامه ی LA Weekly)

بهترین وصفی که از چشم چران می توانیم بکنیم این است که این فیلم از آن هایی است که بعد از دیدنش حسرت می خورید چرا زودتر ندیده بودیدش، و چطور فیلمی اینقدر خاص و متفاوت 6 دهه است که وجود داشته و از آن بی خبر بوده اید. فیلم چشم چران تنها 2 سال پس از شروع موج نو فرانسه (و پیش از رونق و اعتبار گرفتن آن)، 1 ماه پیش از سایکو هیچکاک، 3 سال پیش از اکران 8 و نیم فلینی، و 49 سال پیش از اکران وارد خلأ شو گاسپار نوئه، اکران شد.

چشم چران تمام موفقیتش را علی رقم سانسور و فضای محافظه کارانه ی سینمای آن زمان به دست آورده. با توجه به تکنیک های سینمایی استفاده شده در آن، فیلم نامه دقیق و فکر شده، شخصیت پردازی قوی، و پرداختن به موضوعاتی تابو وار از ناهنجاری های جننسی و روانی، چشم چران یک شاهکار ماندگار است که شایستگی دارد بیشتر از این ها دیده و تحلیل شود.

تیتراژ فیلم چشم چران

منبع

دانشنامه ی ویکیپدیا، مقاله ی «Peeping Tom) film)»، تاریخ دسترسی: 13 ژوئن 2018.

دانشنامه ی ویکیپدیا، مقاله ی «Schizoid personality disorder»، تاریخ دسترسی: 18 ژوئن 2018.

نشریه ی The Telegraph، مقاله ی «Leo Marks»، نوشته شده در تاریخ: 23 ژانویه ی 2001، تاریخ دسترسی: 20 ژوئن 2018.

دانشنامه ی ویکیپدیا، مقاله ی «Peeping Tom) film)»، تاریخ دسترسی: 13 ژوئن 2018.

پوستر همراه مقاله اثر Olivera Miletic است.

سایت Environmental History، مقاله ی «Film censorship»، تاریخ دسترسی: 18 ژوئن 2018.

دانشنامه ی ویکیپدیا، مقاله ی «Slasher film»، تاریخ دسترسی: 13 ژوئن 2018.

دانشنامه ی ویکیپدیا، «Slasher film»، تاریخ دسترسی: 13 ژوئن 2018.

سایت FT Magazine، «Thelma Schoonmaker: the queen of the cutting room»، نوشته ی لئو رابسن، در تاریخ 9 می 2014، تاریخ دسترسی: 19 ژوئن 2018.

سایت Powell-Pressburger، «Famous fans of Powell and Pressburger»، تاریخ دسترسی: 19 ژوئن 2018.

دانشنامه ی ویکیپدیا، «Nudity in film»، تاریخ دسترسی: 21 ژوئن 2018.

سایت انستیتوی فیلم بریتانیا (British Film Institute)، «Critics’ top 100»، تاریخ دسترسی: 19 ژوئن 2018.

دانشنامه ی ویکیپدیا، «Karlheinz Böhm»، تاریخ دسترسی: 19 ژوئن 2018.

سایت Online Focus، «Sie haben mich missbraucht, geschlagen, prostituiert»، نوشته شده در تاریخ 28 دسامبر 2018، تاریخ دسترسی: 19 ژوئن 2018.

هفته نامه ی LA Weekly، «5 Notoriously Terrible Films That Actually Aren’t So Terrible»، نوشته ی مایکل نوردین، در تاریخ 18 ژانویه ی 2013، تاریخ دسترسی: 13 ژوئن 2018.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

× سوال داری؟ بیا بچتیم!