شعرهای جیم موریسون

Forough Farrokhzad Poem
Let us Believe in the Coming of the Cold Season – Forough Farrokhzad
شهریور 6, 1399
مصاحبه گاسپار نوئه اوت 2020
مصاحبه گاسپار نوئه اوت 2020
شهریور 6, 1399
نمایش همه

شعرهای جیم موریسون

شعر های جیم موریسون

جیمز داگلس موریسون (James Douglas Morrison)، متولد 8 دسامبر 1943، که عمدتن با نام جیم موریسون (Jim Morrison) شناخته می شود، خواننده، ترانه سرا، و شاعری آمریکایی یود. او به خاطر عضویتش در گروه راک د دورز (The Doors) شهرت دارد. جیم موریسون خود ترانه ی آهنگ های د دورز را می نوشت. علاوه بر موسیقی وسبک خاص د دورز که لقب راک سایکدلیک (روانگردان) را به خود گرفته، صدا، شعرهای جیم موریسون، و حرکات غیر قابل پیشبینی و مستانه ی او هنگام اجرا های زنده باعث شهرت انفجاری گروه د دورز شد.

شعر های جیم موریسون

اعضای گروه د دورز

جیم موریسون در سن 27 سالگی، در تاریخ 8 جولای 1971 در اثر سنکوپ از دنیا رفت. تاثیر و نقش کلیدی او در گروه د دورز تا حدی بود که این گروه طی مدت کوتاهی بعد از مرگ او به فعالیت خود پایان داد. اما شهرت و محبوبت این گروه طی 5 سال کوتاه فعالیتش به اندازه ای بود که وجه ای اسطوره ای به آن داد که حتا تا به امروز جز محبوب ترین و پر فروش ترین گروه های موسیقی به شمار می آید.

 

«نماز آمریکایی» – مجموعه شعرهای جیم موریسون

پیش از خواننده شدن، جیم موریسون، دانشجوی رشته ی فیلمسازی در دانشگاه UCLA بود، و علاوه بر آن علاقه ی ویژه ای به شعر و ادبیات داشت. او پس از تشکیل گروه د دورز خودش ترانه های آهنگ های این گروه را می نوشت. علاوه بر آن او تعدادی از شعرهای خودش را دکلمه و ضبط کرد. شعرهای جیم موریسون پس از مرگ او به صورت یک آلبوم با نام «نماز آمریکایی» (An American Prayer) در سال 1978 منتشر شد.

اینم بخون:  The Sorrowful Song of Three Sagas by Ahmad Shamlou

اشعار مجموعه ی An American Prayer با موسیقی و افکت های صوتی میکس شده اند و اکثرن تاثیری دراماتیک دارند. برای افرادی که موسیقی و ترانه های د دورز آشنایی ندارند مجموعه ی An American Prayer احتمالن عجیب و شوکه کننده خواهد بود. محتوای این اشعار قالبن بسیار انتزاعی ست. جیم موریسون برخی از ایده ها و رویا های پراکنده اش را که گاه جدی و گاه شوخی وار و با کنایه هستند در کنار هم جمع کرده.

 

«فیلم» – نمونه ای از شعرهای جیم موریسون

در ادامه می توانید دکلمه ی اصلی انگلیسی شعر «فیلم» (The Movie)، یکی از شعرهای جیم موریسون، را با صدای خود او و همچنین دکلمه ی نسخه ی ترجمه شده ی آن، با صدای سیناریوم، را به فارسی را بشنوید. سپس می توانید متن این شعر را به انگلیسی و ترجمه ی فارسی آن را بخوانید.

 

دکلمه اصلی انگلسی شعر فیلم جیم موریسون

 

دکلمه ترجمه شده ی شعر فیلم جیم موریسون

 

نسخه اصلی انگلیسی شعر فیلم جیم موریسون

                “The movie will begin in five moments”

The mindless voice announced

                “All those unseated will await the next show.”

We filed slowly, languidly into the hall

The auditorium was vast and silent

As we seated and were darkened, the voice continued:

                “The program for this evening is not new

                You’ve seen this entertainment through and through

                You’ve seen your birth your life and death

                you might recall all of the rest

                Did you have a good world when you died?

اینم بخون:  The Common Love / عشق عمومی

                Enough to base a movie on?”

-“I’m getting out of here”

                -“Where are you going?”

-“To the other side of morning”

                -“Please don’t chase the clouds, pagodas”

Her cuunt gripped him like a warm, friendly hand.

                -“It’s alright, all your friends are here”

-“When can I meet them?”

                -“After you’ve eaten”

-“I’m not hungry”

                -“Oh, we meant beaten”

Silver stream, silvery scream

Oooooh, impossible concentration.

 

نسخه ترجمه شده شعر فیلم جیم موریسون

صدایی بی تفاوت اعلام کرد:

“فیلم تا چند لحظه ی دیگه شروع میشه.

افرادی که جا گیرشون نیومده منتظر اجرای بعدی بمونند.”

ما پشت-سر-هم آهسته و آرام آرام وارد سالن شدیم. سالن نمایش وسیع و ساکت بود.

هنگامی که سر جایمان نشستیم و چراغ ها خاموش شد، صدا ادامه داد:

“برنامه ی امشب جدید نیست.

شما این نمایشو بارها و بارها دیدید؛

شما تولد، زندگی و مرگ خودتون رو دیدید؛

باقی چیز ها رو احتمالن خودتون یادتون هست.

آیا وقتی مردید دنیای خوبی داشتید؟

اون قدر که بشه ازش یه فیلم ساخت؟”

_”میخام از این جا برم بیرون.”

_”کجا میخای بری؟”

_”اون ور بامداد.”

_”خواهش میکنم ابر ها رو دنبال نکن، پاگودا.”

کثش در برش گرفت همچون دستی گرم، دوستانه.

_”اشکال نداره همه ی دوستات اینجان.”

_”کی میتونم ببینمشون؟”

_”بعد از خوردن.”

_”من گرسنه نیستم.”

_”نه، منظورمون کتک بود.”

جریان سیم، فریاد سیمین. اوه… تمرکز ناشدنی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× سوال داری؟ بیا بچتیم!