ابراهیم گلستان؛ نقطه، سر سطر

اخرین (4 اردیبهشت 1397)، مستندی به نام «ابراهیم گلستان؛ نقطه، سر سطر» به تهیه کنندگی رایدو فردا، و تصویربرداری و کارگردانی محمد عبدی درباره ی ابراهیم گلستان در وبسایت رادیو فردا منتشر شده. ابراهیم گلستان؛ نقطه، سر سطر هم قابل دیدن به صورت آنلاین در وبسایت رادیو فردا و در یوتیوب است، و هم قابل دانلود آزاد و قانونی در کانال تلگرام رادیو فردا. قصد دارم در این مقاله نظرم را راجع به این مستند، در مواردی که برایم دارای اهمیت هستند و یا اطلاعاتی در موردشان دارم بنویسم.

 

ابراهیم گلستان؛ نقطه، سر سطر

در مستند «ابراهیم گلستان؛ نقطه، سر سطر»، محمد عبدی که خود داستان نویس و منتقد سینمایی است، و تألیفاتی در زمینه ی سینما و ادبیات دارد، به مصاحبه با ابراهیم گلستان، در منزلش در لندن می پردازد. در زمان حدود 1 ساعت و 24 دقیقه ی فیلم، با سوال هایی که محمد عبدی از ابراهیم گلستان از دوران کودکی تا به حالش می پرسد، به بررسی زندگی شخصی و هنری-ادبی او و نقاط عطفش، در کنار دادن تصویری از اوضاع تاریخی، فرهنگی، و ادبی ایران در دوران زندگی ابراهیم گلستان در ایران می پردازد.

ابراهیم گلستان؛ نقطه، سر سطر
محمد عبدی، سازنده ی مستند ابراهیم گلستان؛ نقطه، سر سطر

ابراهیم گلستان؛ نقطه، سر سطر، در واقع مصاحبه یی طولانی در بیش از یک جلسه (احتمالن در 4 یا 5 جلسه) با ابراهیم گستان است که با دوربین هندی کم تصویربرداری شده، و از نظر ساختاری و تکنیک های فیلم مستند ویژگی چشم گیری ندارد. حتا در ابتدای فیلم، ابراهیم گلستان به درستی خطاب به محمد عبدی در حال تصویر برداری از منظره ی پاسیوی خانه اش می گوید «اگر فیلم بردار بودی این طور [فیلم برداری نمی کردی.]» در کنار این ضعف، نظرات اضافه یی هم که عبدی در حین صحبت های ابراهم گلستان مطرح می کند، او را از حالت مشاهده گر یا محققی بی طرف خارج می کند. اما صحبت های ابراهمیم گلستان، به ویژه در ارتباط با دو شخصیت مشهور ادبیات ایران، احمد شاملو و فروغ فرخزاد، موضوعی است که قصد دارم راجع به اش صحبت کنم.

 

ابراهیم گلستان؛ نقطه، سر سطر و احمد شاملو

به طور کلی در سراسر مصاحبه، ابراهیم گلستان، یا به علت کهولت سن، یا به علت فراموش کردن زبان مادری در اثر اقامت طولانی در خارج از کشور، و یا به علت لحن طبیعی حرف زدنش، بسیاری گنگ و نامهفوم حرف می زند، جلماتش را نصفه و نیمه رها می کند، و دائم از سوژه یی به سوژه ی دیگر می پرد. به طوری که نقل یک جمله ی کامل و واضح از او کاری دشوار است و از حرف های او برداشت های متفاوتی می توان کرد. اما با این حال، او 4 موضوع مشخص در رابطه با احمد شاملو بیان می کند، که جای صحبت دارد.

ابراهیم گلستان؛ نقطه، سر سطر
ابراهیم گستان در ابراهیم گلستان؛ نقطه، سر سطر

در اواخر فیلم محمد عبدی راجع به عدم همکاری ابراهیم گلستان با احمد شاملو سوال می کند. گلستان جواب می دهد «من احمد شاملو را اصلن قبول ندارم … او چه کار کرده؟ 60 تا سناریو نوشته، اما کدامش را می توانید به خاطر بیاورید؟» سپس راجع به ترجمه ی اشعار احمد شاملو توسط همسرش می گوید «تمام اشعار اصلی اش را این [همسرش] ترجمه کرده. او [شاملو] سواد نداشته که!» بلافاصله و بی مقدمه ادامه می دهد «آخر کسی که بیاید بگوید مرا در اردوگاه متفقین حبس کرده بودند…! … آخر متفقین برای چه تو را بگیرند؟! تو یک بچه بودی. هیچ توضیحی هم نداده. مردم هم همینطور [شکلک مسخره یی در آورد]» سپس در صحنه ی دیگری می گوید «یارو توی بی بی سی نوشته شاملو 8 زبان می دانست. [اما] شاملو یک زبان هم درست نمی دانست؛ [حتا] فارسی را نمی دانست درست.»

Read Also  Lars von Trier's The House that Jack Built at Cannes 2018

بیان این نظرات از طرف ابراهیم گلستان، آن هم به این شکل و لحن نشان دهنده ی عدم آگاهی او، نه تنها راجع به احمد شاملو، بلکه ادبیات و تاریخ ادبیات فارسی و شعر ایران است. او نه تنها حرف هایی بی اساس و بی منبع می زند، بلکه با لحنی تحقییر آمیز راجع به فردی صحبت می کند که ادبیات و شعر معاصر ایران بسیار مدیون اوست.

 

شاملو و سینما

نخست باید بدانیم دقیقن مشخص نیست شاملو چند فیلم نامه نوشته، چراکه شاملو همانطور که در یادداشت ها و مصاحبه هایش گفته بود، تعداد زیادی فیلم نامه و دیالوگ برای فیلم های ژانر عامه پسند (همان فیلم فارسی) پیش از انقلاب نوشته بود، اما چون (به اذعان خودش) آثاری از نظر هنری بی محتوا بودند، معمولن از فیلمسازان می خواست تا نام او را به عنوان فیلم نامه نویس در تیتراژ و پوستر فیلم ها قید نکنند. او هیچ گاه ادعا نکرده بود این فیلم ها دارای ارزش و اعتبار هنری هستند، و یا «به یاد ماندنی» خواهند بود (منبع ادعای من مقاله ی «شاملو و سینما», در سایت دویچه وله ی فارسی، به آدرس «http://dw.de/p/OEWS»، منتشر شده در تاریخ 8 ژوییه ی 2010 (خوانده شده در 19 سپتامبر 2013) است.  شاملو به طور واضح گفته «کارنامه ی سینمایی من یک جور نان خوردن ناگزیر از راه قلم بود و، در حقیقت، به نحوی قلم به مزدی!» (منبع: کتاب «احمد شاملو: شاعر شبانه ها و عاشقانه ها» تألیف بهروز صاحب اختیاری، بخش «شاملو و سینما»، صفحه ی 67 است.) حال چه بهانه یی برای صحبت های گلستان به این شکل درباره ی فیلم نامه های شاملو وجود دارد؟!

احمد شاملو علاوه بر نوشتن فیلم نامه برای فیلم فارسی، فیلم نامه های جدی هم نوشته بود، از جمله فیلم نامه ی میراث، که قرار بود توسط مسعود کیمیایی کارگردانی شود اما به علت سانسور های بعد از انقلاب، مجوز ساخت به آن داده نشد. همچنین او مستند هایی هم برای تلویزیون و برخی سازمان های خصوصی و دولتی درباره ی فرهنگ و آداب و رسوم اقوام مختلف ایرانی ساخته. آیا ابراهیم گستان از این ها هم خبر دارد؟!

 

شاملو «سواد نداشته» و «فارسی را نمی دانست»

شاید منظور ابراهیم گستان از «سواد نداشته»، سواد زبان خارجی باشد (که این مورد را هم در ادامه بررسی می کنم)، شاید هم واقعن فکر می کند شاملو کلن سواد نداشته؛ برا همین جهت تجدید حافظه ی ایشان باید یادآوری کنیم شاملو کسی بوده که علی رقم اینکه هرگز تحصیلات آکادمیک نداشته، اما چنان فرد محقق، «باسواد»، و آگاهی بوده که به او چند کرسی تدریس در دانشگاه های مختلف در ایران و خارج از کشور پیشنهاد شده بود؛ از جمله در دانشگاه بو علی و آریا مهر (سابق) در ایران، و دانشگاه برکلی در آمریکا. دیگر صحبتی از سمت هایش در سازمان ها و انجمن های پژوهشی، سخنرانی های بیشمارش در ایران و کشور های دیگر، و جوایز ادبی یی که دریافت کرده نمی کنیم. چندین جلد کتاب پژوهشی او از جمله مجموعه ی کتاب کوچه و پژوهشش درباره ی حافظ و فردوسی از موارد دیگر دانش و سواد او از زبان و ادبیات فارسی است.

 

شاملو در اردوگاه متفقین

شاملو در مصاحبه یی با محمد محمدعلی تحت عنوان «من این جایی هستم، چراغم در این خانه می سوزد» که در مرداد 1366 در مجله ی آدینه منتشر شده بود (مجددن در کتاب «احمد شاملو: شاعر شبانه ها و عاشقانه» صفحه ی 117 تا 128 بازنشر شده) راجع به ماجرای عضویتش در گروهی از نوجوانان وطن پرست که از اشغال ایران توسط نیرو های روسیه عصبانی بودند می گوید. وی در آن زمان 17 – 18 سال بیشتر نداشت، اما به علت شور هیجان میهن پرستانه، و یا آنچه که خودش از آن به عنوان «فریب خوردن» یاد می کند، در یک سری خراب کاری ها علیه نیرو های روسیه مشارکت می کند که منجر به دستگیر و حبس شدندش در اردوگاه اسرای جنگی ارتش روسیه می شود. احمد شاملو از این واقعه به عنوان چیزی افتخار آمیز یا قهرمانانه یاد نمی کند. بلکه علنن در مصاحبه ی مذکور می گوید «پیازی بودم که قاطی مرکبات شده بود.» حال چه دلیلی وجود دارد تا ابراهیم گلستان اینطور با کینه یا تمسخر از این موضوع یاد کند؟!

Read Also  نقد فیلم چشم چران _اثری خود-ارجاع درباره ی ماهیت سینما

ابراهیم گلستان به نحوی درباره ی این واقعه صحبت می کند که انگار مدعی است که هرگز اتفاق نیافتاده و احمد شاملو دروغ می گوید. او می گوید که شاملو مدرکی برای اثبات حرفش ندارد. اما جالب است خود گلستان هم مدرکی برای ده ها ادعایش در همین مستند ندارد. مثلن عبدی از او می پرسد که از کجا مطمئن است که فرح دیبا فیلم او را دیده؟ و گلستان فقط جواب می دهد «می دانم، به من گفته اند.» احمد شاملو الآن 20 سال است که در گذشته، و طبیعتن منبع دیگری هم نمی توان پیدا کرد که ثایت کند او واقعن در اردوگاه اسرا بوده؛ اما این چه اهمیتی دارد؟ شاملو چرا باید چنین موضوعی را به دروغ بگوید و در آخر از آن به عنوان «فریب» خوردن یا «پیازی قاطی مرکبات» بودن یاد بکند؟

آثار و زندگی خاص احمد شاملو قطعن از او یک قهرمان می سازد. او نیازی به دروغ گفتن راجع به اسارتش، و یا تکیه کردن بر دوران حبسش در زندان قصر ندارد تا به عناون قهرمان شناخته شود. او پشتوانه یی از عمری فعالیت ادبی و هنری، و خدمت به فرهنگ و زبان کشورش دارد. او هرگز تفکر ناسیونالیستی افراطی نداشته، بلکه فردی جهان نگر بوده، اما بر خلاف آقای گلستان در حالی که زودتر و بهتر از او می توانست خود را از شرایط و دغدغه های ایران خلاص کند و شراب انگلیسی بنوشد، ماند و از «درد مشترک» مان نوشت. شاملو نیاز به ادعا و شایعه ندارد، او همانطور که هست یک انسان بزرگ و یک قهرمان است.

Ahmad Shamlou
احمد شاملو

 

شاملو «یک زبان هم درست نمی دانست»

ابراهیم گلستان چیزی راجع به فردی که ادعا کرده شاملو 8 زبان می دانست نمی گوید، و معلوم نیست چه کسی ممکن است چنین ادعای کرده باشد، اما خود احمد شاملو چنین ادعایی نداشته.

شاملو، به گفته ی خودش، با تحصیل در دبیرستانی که به عنوان زبان خارجی فرانسه و آلمانی تدریس می کردند، این دو زبان را یاد گرفته و به مطالعه ی ادبیات به این زبان ها پرداخته. همچنین با در نظر گرفتن سفر هایی که به کشور های انگلیسی زبان داشته، خصوصن اقامت یک ساله اش در آمریکا، می توان مطمئن بود انگلیسی را هم می دانسته. دلیل دیگر برای این که انگلیسی بلد بوده، ترجمه هایش از فدریکو گارسیا لورکا است چراکه او شعر های لورکا را نه از اسپانیایی، بلکه از روی ترجمه های انگلیسی آن ها ترجمه کرده بود. همین مورد اخیر همچنین می تواند ثابت کند که حداقل اسپانیایی جز زبان هایی نبوده که او بلد بوده باشد.غیر از این ها اطلاع ندارم شاملو زبان دیگری بلد بوده باشد. در جایی هم ندیده ام که چنین ادعایی مطرح شده باشد.

Read Also  Of Death

 

مقاله ی مرا درباره ی احمد شاملو در سیناریوم به انگلیسی بخوانید.

ابراهیم گلستان؛ نقطه، سر سطر و فروغ فرخزاد

ابراهیم گلستان سال هاست که راجع به فروغ فرخزاد سکوت کرده. سوال هایی در ذهن همه ی طرفداران فروغ فرخزاد وجود دارد که ابراهیم گلستان که احتمالن نزدیک ترین فرد به او بوده می تواند جواب بدهد. اما او همچنان در این مصاحبه با حالتی حق به جانب می گوید «چرا حرف بزنم؟! راجع به چی حرف بزنم؟!» یا وقتی از او می پرسد «فروغ را کجا دیدید؟» جواب می دهد «این قصه به تو مربوط نیست. … مسئله ی اجتماعی مملکت که نیست.» این درحالی است که رابطه ی او با فروغ فرخزاد به علت شهرت هر دوی آن ها و تاثیرات خاصی که روی فروغ فرخزاد گذاشت به طرفداران فروغ ربط دارد و مسئله یی اجتماعی است.

حالات هیستریک فروغ و چند مورد خودکشی ناموفق فروغ در دوران بعد از آشنایی اش با ابراهیم گلستان موضوعی است که مردم را راجع به رابطه آن ها و تاثیر گلستان بر او کنجکاو و حساس کرده. هنوز عده یی فکر می کنند رابطه ی آن ها بیشتر از رابطه ی دو همکار یا دو دوست بوده، و فشاری که از طرفی به همسر و خانواده ی گلستان و از طرفی بر خود فروغ (هم به خاطر شایعاتی که اطرافیانش برای او درست می کردند، و هم به خاطر احساسات درونی و شخصی خود فروغ) می آورده موجب افسردگی و حالات عصبی فروغ می شده. حتا به گفته ی خودش او بخاطر احساس آرامشی که از رانندگی در سرعت زیاد پیدا می کرد عادت به این کار پیدا کرده بود؛ که نهایتن موجب تصادف و مرگش شد. ابراهیم گلستان چرا در باره ی این موضوعات حرفی نمی زند؟

Ebrahim Golestan & Forough Farrokhzad
ابراهیم گلستان در جوانی و فروغ فرخزاد

گلستان در عوض توضیح دادن در مورد موضوعاتی که به خودش مربوط است، راجع به دیگر افراد و رابطه شان با فروغ می گوید. مثلن از پدر فروغ می گوید که «به دخترش محل سگ نگذاشته بود»، و یا درباره ی شوخی های جلال آل احمد، رضا براهنی و عده ی دیگری از اهل ادب در مهمانی خانه ی خودش (ابراهیم گلستان) نسبت به فروغ فرخزاد و کنایه های حاسدانه شان نسبت به لباس او می گوید.

آخرین حرفی که گلستان راجع به فروغ فرخزاد می گوید ماجرای مرگ اوست؛ که حتا در آن مورد هم بیشتر به قهرمان نمایی خودش می پردازد تا  گفتن حرفی ارزشمند. نهایتن این که ابراهیم گلستان حرف مفید و روشن کننده یی راجع به فروغ نگفت.

 

مقاله ی مرا درباره ی فروغ فرخزاد در سیناریوم به انگلیسی بخوانید.

 

ابراهیم گلستان؛ نقطه، سر سطر و ابراهیم گلستان

برای من پیش از دیدن مستند ابراهیم گلستان؛ مقطه، سر سطر، شخص ابراهیم گلستان و سکوت فیلسوفانه اش راز آمیز، و کاریزماتیک بود. اکنون اذعان می کنم این حس من به او همان طور که خود ابراهیم گلستان راجع به احمد شاملو گفت، به علت نا آگاهی در مورد او بود. آثار ادبی او، و پیشرو بودنش در زمینه ی سینمای غیر جریان اصلی ایران ارزشمندند؛ اما با گوش دادن به حرف های او در این مصاحبه ی مفصل متوجه شدم در بسیاری موضوعات تاریخی، فرهنگی، و ادبی نظر چندان حرفه یی و منسجمی ندارد.

دیدن این مستند را به افرادی که خواهان کسب اطلاعات درباره ی ابراهیم گستان و رفع شدن ابهام راجع به او هستند پیشنهاد می کنم.

ابراهیم گلستان؛ نقطه، سر سطر
3 (60%) 4 votes

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *