
۱۰ فیلم گاسپار نوئه ای
دی ۵, ۱۳۹۹
سینمای آلفرد هیچکاک
اسفند ۲۸, ۱۴۰۰«من تو آرژانتین به دنیا اومدم. وقتی ۱۲ سالم بود پدر و مادرم اومدن فرانسه. وقتی ۱۷ سالم بود وارد مدرسه ی لوئی لومیر شدم. آخر تحصیلم یه فیلم کوتاه ساختم، به عنوان دستیار کارگردانِ یه فیلم بلند فعالیت کردم، و یه فیلم کوتاه اروتیک ساختم که هیچ جا پخش نشد، چون فستیوال های فیلم کوتاه خیلی محتاط هستن. […] وقتی بچه بودم مادم منو برد پیش یه روان درمان برای یه چک آپ روانشناسی؛ ازم پرسید که از فیلم های ترسناک خوشم میاد، منم گفتن آره. بهم گفتن جواب خوبی دادم، چنین چیزی نشونه ی یک روان متعادله. واسه همین دیگه دیدن چنین فیلم هایی رو قطع نکردم!»
(La Revue du Cinéma #484)
گاسپار نوئه متولد ۲۷ دسامبر ۱۹۶۳ در بوئنوس آیرس آرژانتین است. او کودکی اش را بین شهر زادگاهش و نیویورک آمریکا سپری می کند. پدرش، لوئیس فلیپ نوئه، نقاشی «بسیار بازیگوش» و مادرش «فعال مددکار اجتماعی» هستند.
او در سن ۱۲ سالگی پایش به پاریس می رسد. در ۱۷ سالگی، پس از آموختن فلسفه، به قصد تحصیل فیلمسازی وارد مدرسه ی لوئی لومیر (Louis Lumiere) می شود. در ۱۹ سالگی دیپلمش را دریافت می کند، اما هنوز نمی خواهد کار کردن را شروع کند. بنابراین به دانشکده ی فلسفه ی تولبیاک (سُربُن) (Tolbiac (Sorbonne)) می رود. در سال ۱۹۸۵ دستیار فرناندو سولاناس (Fernando Solanas)، کارگردان آرژانتینی، در فیلم «تبعید گاردل (تانگو ها)» (El Exilio de Gardel (Tangos)) می شود. در همین سال، او اولین فیلم کوتاهش «تینتارلا دی لونا» (Tintarella di Luna) را می سازد که ۱۸ دقیقه زمان دارد و روی فیلم ۳۵ میلیمتری برداشته شده. او در رابطه با این فیلم می گوید:
«این فیلم از یه فستیوال به فستیوال دیگه رفت در تلویزیون هم پخش شد. فکر می کنم یکی از اولین فیلم های کوتاهی باشه که کانال+ (Canal+) خریده باشدشون. درست قبل از «کله پاک کنی» (Eraserhead) دیوید لینچ (David Lynch) پخش شد؛ که برای من به معنای یک اتفاق مقدس بود. این موفقیت در کسب احترام به من انگیزه داد تا ادامه بدم. در حین اینکه تحصیل فلسفه رو به عنوان مستمع آزاد ادامه می دادم، نوشتن چند سناریو رو شروع کردم، از جمله پیش نویس «آشغال گوشت» (Carne).»
در این فیلم کوتاه، خود گاسپار نوئه و پدرش لوئیس فلیپ نیز نقش آفرینی می کنند. لوسیل آدزیالیلویک (Lucile Hadzihalilovic) که در این زمان به تازگی با گاسپار آشنا شده، و در آینده همسر و تدوین گر او خواهد شد، در جلسات فیلمبرداری تینتارلا دی لونا با گاسپار نوئه دیدار می کرد.
دو سال بعد، در سال ۱۹۸۷، فیلمبردار اولین فیلم کوتاه لوسیل، «اولین مرگ نونو» (La Première Mort de Nono) می شود، و همچنین دومین فیلم کوتاه خودش به نام «پولپ آمر» (Pulpe Amère) (6 دقیقه / ۱۹ میلیمتری) را می سازد.
در ۱۹۸۸، یک بار دیگر دستیار فرناندو سولاناس، این بار در فیلم «جنوب» (Sur) می شود.
در ۱۹۹۱ لوسیل آدزیالیلوویک و گاسپار نوئه «له سینما دو لا زون» (Les Cinémas de la Zone)، که تا به امروز شرکت فیلمسازی مشترکشان است، را تاسیس می کنند.
«ما متوجه شدیم که گرایش مشترکی به ساختن فیلم های غیر عادی داریم. پس تصمیم گرفتیم شرکت مشترکمون، له سینما دو لا زون، رو برای تامین بودجه ی پروژه هامون راه بندازیم. گذشته از همه ی دشواری های عمده ی تامین شخصی بودجه، ما از آزادی در خلاقیت که چیز مهم تریه استفاده می کنیم. ما فیلم هامون رو همون طوری که دوست داریم بدون نگرانی از فروش رفتن یا نرفتنشون می سازیم؛ حتا اگر این به معنای تقبل مکافاتش در زندگی روزمره مون باشه.»
او مدتی بعد فیلمبرداری آشغال گوشت را با بازی فیلیپ نائون (Philippe Nahon) (40 دقیقه / ۱۶ میلیمتری بزرگ شده تا ۳۵ میلیمتر) که دو سال به طول می کشد را شروع می کند. برای بقا (در تامین بودجه)، او فیلمبرداری چند آگهی و موزیک ویدئو را تقبل می کند. زحمات ساخت آشغال گوشت با جایزه بزرگ (Grand Prix) هفته ی منتقدین و جایزه ی جوانان (Mention du Prix de la Jeunesse) از فستیوال کن جبران می شود.
«خیلی ها بهم پیشنهاد دادن که تبدیلش کنم به فیلم بلند. من هم فیلمنامه ش رو نوشتم اما طبیعتن از سمت رسانه های تصمیم گیرنده رد شد.»
گاسپار نوئه اکنون تصمیم می گیرد نسخه ای طولانی از فیلمش را بسازد اما نمی تواند سرمایه ی کافی را دست و پا کند.
در سال ۱۹۹۵، او اپیزودی غیرواقعی از یک برنامه ی تلویزیونی به نام «تجربه ی هیپنوتیزم تلویزیونی» (Une Experience d’Hyptonse Televisuelle) را که خود به عنوان بخشی از برنامه ی «چشم گردباد» (Oeil de Cyclone)از کانال پلوس (Canal+) پخش شد را ساخت. این اپیزود ادای یک برنامه ی زنده ی تلویزیونی که در آن مجری بینندگان را هیپنوتیزم می کند را در می آورد.
همچنین در همان سال، کلیپی در مخالفت با شکار حیوانات به نام «رها کردن حیوانات پرورشی» (Le lâcher d’animaux d’élevage) را می سازد.
«موضوعش راجع به مخالفت با شکار بود. خوشم نمی اومد. بهم پیشنهاد دادن که بسازمش. تو یه روز ساختمش. […] پول زیادی نداشتیم. بهم مبلغی رو برای ساختن این کلیپ ضد شکار پرداخت کرده بودن. من خودم با شکار مخالفم.» (Dark Star Rising de Shade Rupe, p. 399 – Headpress)
در همین زمان ژرار کوران (Gérard Courant) از گاسپار نوئه برای ساختن اپیزودی از مجموعه ی «سینماتن» (Cinématon) اش فیلم می گیرد.
در سال ۱۹۹۶، اولین موزیک ویدیو اش را به نام «ندارم» (Je n’ai pas) را برای گروه موسیقی «له فرر میزر» (Les Frère Misère) _گروه مانو سولو (Mano Solo)_ می سازد که از آن دو نسخه ی رسمی وجود دارد. همچنین نام او در لیست عوامل و سپاسگزاری فیلم «قاتلان» (Assassin(s)) متیو کاسوویتز (Matthieu Kassovitz) پدیدار می شود.
در همان سال، در انیمیشن «صخره ی آکاپولکو» (Le Rocher d’Acapulco) لوران توئل (Laurent Tuel) صداپیشگی می کند. در ۱۹۹۷، او در فیلم دوستش ژان کونن (Jan Kounen) به نام «دوبرمن» (Dobermann) حضور پیدا می کند. در این فیلم او نقش کوچکی به عنوان فروشنده ی خوراکی های خیابانی را بازی می کند.
در ۱۹۹۸، او با فیلم کوتاه پوررنوگرافیکی که از سوی وزارت بهداشت فرانسه سفارش داده شده باز می گردد. این فیلم «لوااط» (Sodomite) نام دارد و در آن فیلیپ نائون و مانو سولو هم حضور دارند. «پسر های خوب کانددوم استفاده می کنند» (Good Boys Use Conddoms) به کارگردانی لوسیل، همسر گاسپار نوئه، هم جزئی از همین کارزار وزارت بهداشت است. گاسپار نوئه در فیلم همسرش به عنوان فیلمبردار حضور دارد.
«من موضوع مقععد رو انتخاب کردم چون احساس می کردم باید به موضوع سخت تری بپردازم. […] از فیلم ۳۵ میلیمتری استفاده کردیم. برام غافلگیرکننده بود که بهمون فیلم رایگان دادن چون بر این عقیده بودن که می خوایم علیه ایدز بجنگیم. تازه بهمون دوربین رایگان هم داده بودن. اما در کل ساختن این فیلم کوتاه ۴۰ هزار دلار خرج برداشت.» (Dark Star Rising de Shade Rupe, p. 399 – Headpress)
در همان سال، او فیلمبرداری «تنها در برابر همه» (Seul Contre Tous) _یا با عنوان بین المللی «جدا از دیگران» (I Stand Alone)_ (93 دقیقه / ۱۶ میلیمتری بزرگ شده تا ۳۵ میلیمتر)، با بازی فیلیپ نائون که قبلن در فیلم کوتاه آشغال گوشت حضور داشت را شروع کرد. ۵ سال زمان نیاز بود تا این پروژه که به دلیل رد شدن توسط بسیاری شبکه های تلویزیونی بودجه ای نداشت با سرمایه ی شخصی ساخته بشه.
«مجبور شدم فیلمبرداری رو قطع کنم چون برا ادامه دادنش نیار به پیدا کردن فیلم خام داشتم. فیلیپ مجبور بود همون لباس ها رو که در اثر تعریقِ زیاد تنگ شده بودن رو دوباره بپوشه تا فیلم رو ادامه بدیم.»
در یک سکانس از فیلم تنها در برابر همه استفان دروئو (Stéphane Drouot) کارگردان فیلم «محله ی حاشیه شهر ستاره» (Star Suburb) حضور داشت، اما گاسپار نوئه این سکانس را حذف می کند و در عوض آن را به صورت یک فیلم کوتاه مجزا با عنوان «مستی» (Intoxication) پخش می کند. در همان زمان، او مدیریت فیلمبرداری فیلم نیمه بلند لوسیل به نام «دهان ژان-پی یر» (La Bouche de Jean-Pierre) را بر عهده دارد.
«۳۰ روز زمان فیلمبرداری آخرش ۲ سال و نیم طول کشید؛ بخشی به خاطر فیلم لوسیل، دهن ژان-پی یر، که ما همزمان داشتیم فیلمبرداریش می کردیم. در حین اینکه داشتم مال اونو تموم می کردم، مال خودم رو تدوین می کردم.»
به لطف حمایت مالی طراح مد، آگنس ب. (Agnès B.)، او موفق به پایان بردن فیلمش می شود. اما اکران آن در جشنواره ی کن ۱۹۹۸ به علت دو گانگی در ایدئولوژی فیلم موجب رسوایی می شود. در همین دوره است که ایده ی «وارد خلأ شو» (Enter the Void) برگرفته از کتاب «کتاب مردگان تبتی» (Le Livre des Morts Tinétains) یا «باردو تودول» (Bardo Thödol) زاییده می شود.
همچنان در ۱۹۹۸ او موزیک ویدئوی «دیوانه وار شاد» (۴ دقیقه و ۷ ثانیه / با نسخه های مختلف) را برای گروه بون فیکشن (Bone Fiction) می سازد. سپس در سال ۱۹۹۹ موزیک ویدئو ی دیگری به نام «خیلی لاغرم» (Je suis si mince) (5 دقیقه و ۲۵ ثانیه / ۱۶ میلیمتری) را برای آریئل (Arielle) خواننده ی فرانسوی می سازد.
در سال ۲۰۰۰، نام گاسپار نوئه در بخش سپاسگزاری فیلم ویرژینی دپانت (Virginie Despentes) و کورالی ترن تی (Coralie Trinh Ti) به نام «منو بگ.ا» (Baise moi) به خاطر نمایش بخش کوتاهی از فیلم تنها در برابر همه در این فیلم ذکر می شود. همچنین در سال ۲۰۰۱ نام او در بخش سپاسگزاری مستند «کی هستید، برنار تَپی؟» (Qui êtes-vous, Bernard Tapie ?) مارینا زنوویچ (Marina Zenovich) ذکر می شود.
با وجود اینکه پیش-تولید وارد خلأ شو در سال ۲۰۰۱ آماده ی آغاز است، به گاسپار نوئه گفته می شود که شروع پروژه تا پایان سال امکانپذیر نخواهد بود. وی به منظور اینکه آزاد و مستقل بماند، و همچنین برای اینکه بتواند ایده های خودش را اعمال کند، تصمیم می گیرد به جای کارگردانی تیزر و تبلیغات، فیلمی کمتر بلند پروازانه را در طول تابستان کارگردانی کند. این فیلم تبدیل می شود به «بازگشت ناپذیر» (Irréversible) (96 دقیقه / ۱۶ میلیمتری بزرگ شده تا ۳۵ میلیمتر). در این فیلم ونسان کسل (Vincent Cassel)، مونیکا بلوچی (Monica Bellucci)، و آلبر دوپُنتل (Albert Dupontel) بازی می کنند. بازگشت ناپذیر در سال ۲۰۰۲ اکران می شود و با چنان موفقیت غیر منتظره ای رو به رو می شود که پروژه ی وارد خلأ شو موقتن فراموش می شود. در این فیلم گاسپار در تک جلوه ای به عنوان مشتری یک کلاب گی به نام رکتوم (Rectum) حضور دارد.
«ما فیلمو با یه سناریوی ۳ صفحه ای فیلمبرداری کردیم. بودجه ش به لطف بدنام بودن مونیکا بلوچی، ونسان کسل، و آلبر دوپنتل خیلی سریع جور شد. با وجود اینکه هیچی نوشته نشده بود _حتا عنوانش_ ما ۲۷ میلیون پول نقد و آزادی در کارگردانی رو به دست آوردیم. مردم دائم در عجبن که چطور چنین فیلمی تونسته ساخته بشه. فکر می کنم دلیلش نبودن هیچ جور اشاره ی مناقشه برانگیز [به محتوای فیلم] در اون ۳ صفحه بود که باعث شده بود خشونت فیلمی که می تونست رد صلاحیت بشه مخفی بمونه.»
به خاطر دو صحنه ی به شدت خشن (قتل با ضرباتی که با کپسول آتشنشانی به جمجمه وارد می شود، و تجاوز) بازگشت ناپذیر در هنگام نمایشش در جشنواره ی کن موجب رسوایی می شود.
«مردم از نابودی دیگران به شدت ترس دارن، به طوری که وقتی اعمال خشنی رو تماشا می کنن دو نوع واکنش نشون می دن. از طرفی می خوایم دخالت کنیم، و از طرف دیگه خودمون رو کنار می کشیم. زن ها بیشتر از از خشونت صحنه ی کپسول شوکه شدن در حالی که مرد ها سالن رو موقع صحنه ی تجاوز ترک کردن. این واکنش «مرد سلطه گر»ه: اونا هم ذات پنداری با زنی که در حال مورد تجاوز قرار گرفتن هست ابا دارن.»
بعد از بازگشت ناپذیر، شروع ساخته شدن فیلم بعدی گاسپار نوئه، وارد خلأ شو، به دفعات و بی نتیجه اعلام می شود.
در سال ۲۰۰۴، لوسیل اولین فیلم بلندش را به نام «معصومیت» (Innocence) کارگرانی می کند. او در میان نوشته ای در آخر فیلمش معصومیت را تقدیم به گاسپار می کند. در این فیلم می توان تاثیراتی از سبک فیلمبرداری گاسپار نوئه را مشاهده کرد. در همان سال، گاسپار نوئه ۲ تیزر مبارزه با ایدز برای کارزار سازمان INEP می سازد. اما در برابر اجبار این سازمان به ساختن یک تیزر سوم ایستادگی می کند چرا که آن ها قصد ساختن تیزری را داشتند که جامعه ی آفریقایی تبار را با حالتی هجو آمیز و نژاد پرستانه نمایش می داد. او قراردادش را فسخ می کند و تیزر هایش را با نام مستعار روبرتو کِلِر (Roberto Keller) پخش می کند.
در سال ۲۰۰۵ پروژه ی وارد خلأ شو از سوی شرکت پاته رن پرودوکسیون (Pathé Renn Productions) اعلام می شود. به نظر می رسید فیلمبرداری در شرف آغاز باشد. در آن سال گاسپار در جشنواره ی کن حضور دارد و کانال+ به او اجازه ی تام می دهد تا ۳ فیلم کوتاه تجربی بسازد. این ۳ فیلم اِوا (Eva) نام می گیرند که در جریان جشنواره ی کن و با حضور مدلی به نام اوا هرزیگوا (Eva Herzigova) فیلمبرداری می شوند.
در سال ۲۰۰۶، گاسپار نوئه مدت ۱۰ روز را در بورکینا فاسو سپری می کند تا مستند کوتاهی را برای پروژه ی «۸» بسازد. این پروژه با ابتکار LDM Production و برنامه ی پیشرفت سازمان ملل (UNDP) (United Nations Development Project) آغاز می شود اما مدتی بعد UNDP به خاطر اختلاف نظر هنری با LDM پروژه را ترک می کند. این فیلم کوتاه که عناونش «ایدز» (SIDA) است زندگی روزمره ی یک مرد بورکینا فاسویی مبتلا به اچ آی وی را بازگو می کند. در همان زمان شایعه می شود که گاسپار قصد ساختن نسخه ی بلندی به نام «اچ آی وی» (HIV) را دارد.
در همان سال، گاسپار یک فیلم کوتاه پوررنوگرافیک به نام «ما تنها می گ.اییم» (We Fuck Alone) (23 دقیقه / دیجیتال) برای مجموعه ی «مرز بندی شده» (Destricted) می سازد. این پروژه که متشکل از چند فیلم کوتاه از چند کارگردان مختلف است قصد داشت مرز مشترک میان هنر و پوررنوگرافی را کاوش کند. عنوان این فیلم به عنوان انگلیسی فیلم «تنها در برابر همه» (I Stand Alone) اشاره دارد.
در این زمان نزدیک به ۱۰ سال است که خبر ساخته شدن سومین فیلم بلند گاسپار نوئه، یعنی وارد خلا شو، مطرح شده. در حین جشنواره ی کن سال ۲۰۰۶، شرکن وایلد بانچ (Wild Bunch)، تهیه کننده ی تازه ی گاسپار، از فرصت استفاده می کند تا ساخته شدن این فیلم با حمایت این شرکت را اعلام کند. (گاسپار نوئه در این دوره از جشنواره با فیلم های ایدز و مرز بندی شده حضور دارد.) علی رقم این موضوع آغاز پروژه ی وارد خلا شو مجددن به تاخیر می افتد.
در مارس ۲۰۰۷، گاسپار نوئه در مصاحبه ای (Dedicate #11) برای اولین بار از احساساتش در مورد مشکلات اقتصادی ای که مانع ساخت سومین فیلمش که به آن بر چسب «بیش از حد بلند پروازانه» زده اند صحبت می کند.
در همین حال، در اوت ۲۰۰۷، مجله «پرومییر» (Premiere) خبر فیلبرداری قریب الوقوع (در سپتامبر ۲۰۰۷) وارد خلا شو را منتشر می کند. اما به نظر می رسد گروه بازیگری این فیلم همچنان نامعین باشند. نهایتن، فیلمبرداری در ۱۹ اکتبر ۲۰۰۷ در توکیوی ژاپن آغار می شود. بازیگران اصلی را هنرمندانی انگلیسی زبان تشکیل می دهند: ناتانییل براون (Nathaniel Brown) و پاز د لا اوئرتا (Paz de la Huerta)، در نقش های اسکار و لیندا، خواهر و برادر. ۱۵ دسامبر ۲۰۰۷ پایان بخش اول فیلمبرداری در ژاپن را رقم می زند. برداشت های دیگری در ژانویه ی ۲۰۰۸ و همچنین مدتی بعد تر در همان سال در ژاپن فیلمبرداری می شوند. فیلمبرداری پنهانی انجام می گرفت اما در عین حال رسانه های فرانسه هم یک بار دیگر به گاسپار نوئه بی توجهی می کنند.
آخر آوریل ۲۰۰۸ فیلمبرداری در کانادا شروع می شود و در ماه مه به پایان می رسد. در ماه نوامبر گاسپار نوئه یک بار دیگر از ونسان کسل در تیزری برای عطر جدید ایو سن لوران (Yves Saint Laurent)، به نام «شب مرد» (La Nuit de l’Homme) استفاده می کند. بر طبق بسیاری منابع، فیلمبرداری «تیره تر» از نتیجه ی نهایی بود.
در آوریل ۲۰۰۹، وارد خلا شو بالاخر در جشنواره ی کن برگزیده می شود اما ساخت آن هنوز به اتمام نرسیده است (فهرست عناوین وجود ندارد و جلوه ی های ویژه نیز هنوز خام است). این گزینش همراه شد با گزینش های بیشتری در بسیاری از جشنواره های بین المللی دیگر.
۵ می ۲۰۱۰ وارد خلا شو در فرانسه اکران می شود. این فیلم طی ۲ ماه در تنها ۳۰ سالن و برای تنها ۵۰۰۰۰ بیننده اکران شد. این ارقام کمی بهتر از تنها در برابر همه، اما بسیار کمتر از بازگشت ناپذیر بود که ۶۰۰۰۰ بیننده جذب کرد. دی وی دی و بلو ری وارد خلا شو در دسامبر ۲۰۱۰ به وسیله ی وایلد ساید (Wild Side) پخش می شود. بخش ویژه ی این دیسک ها فاقد نظرات شفاهی گاسپار نوئه است چراکه وی تصمیم می گیرد نظری راجع به اثرش ندهد.
پیرو تبلیغات وارد خلا شو (برای اکران آن در آمریکا در سپتامبر ۲۰۰۹) گاسپار توانست فیلم چهارمش را آماده کند؛ «فیلمی ارروتیک که هیجان آور نیز هست. نه یک فیلم هنری با سکانس های ارروتیک، بلکه یک فیلم ارروتیک که دارای داستان و پس زمینه ست که توش سککس صحنه سازی نمی شه. و به صورت سه بعدی، اگه تست هایی که انجام می دیم جواب بدن.»
گاسپار نوئه در ۲۰۱۱ یک بخش از فیلم «۷ روز در هاوانا» (۷ Days In Havana) که عنوان «رسم» (Ritual) را به خود می گیرد را کارگردانی می کند. ۷ روز در هاوانا یک فیلم بلند در چند اپیزود است، و هر اپیزور را یک کارگردان ساخته. بخش مروبط به گاسپار نوئه یک مراسم جن گیری را شرح می دهد.
در ماه مه، گاسپار در جشنواره ی کن حضور دارد. حضور او مصادف است با دریافت جایزه ی بهترین کارگردانی از سوی نیکولاس وینتینگ رفن (Nicolas Winding Refn) برای فیلم «رانندگی» (Drive). رفن هنگام دریافت جایزه اش از گاسپار نوئه برای کمکی که به او کرده تشکر می کند. در همان ماه گاسپار از سوی وبسایتی مجارستانی (origo.hu) مورد مصاحبه قرار می گیرد که در آن او از فیلم کوتاه کوبایی اش (رسم)، از پروژه های آینده اش (یک فیلم ارروتیک)، و اینکه مادرش از بیماری آلزایمر رنج می برد صحبت می کند.
بین سال های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۳، گاسپار نوئه ۳ موزیک ویدئو برای سباستیان (SebastiAn)، نیک کیو (Nick Cave)، و انیمال کالکتیو (Animal Collective) می سازد. در پایان سال ۲۰۱۳، او کاور آلبوم اسکای فررا (Sky Ferreira) را طراحی می کند و در نمایشگاهی به نام «نوئه سه بعدی» (NOE 3D) در آرژانتین به همراه خواهر و پدرش شرکت می کند.
در سال ۲۰۱۴ گاسپار به عناون یکی از کارگردان های فیلمی مشترک به نام «نمایش های کوتاه» (Short Plays) با موضوع فوتبال اعلام می شود. چند هفته بعد تر، وایلد بانچ اعلام می کند که فیلم بعدی گاسپار در ژوئن ۲۰۱۴ در پاریس فیمبرداری خواهد شد. این فیلم «ملودرامی جننسی درباره ی یک پسر، یک دختر، و دختری دیگر است» با عنوان «عشق» (Love).
در ماه مه ۲۰۱۵ عشق رسمن از سوی جشنواره ی کن انتخاب می شود. اکران عمومی در ژوئیه ی همان سال صورت می گیرد. اکران این فیلم با تناقضی در محدودیت سنی بینندگان مواجه می شود چراکه در ابتدا دیدن آن برای افراد زیر ۱۶ سال ممنوع شده بود، اما بعدن با لابی گری برخی نهاد های راست گرا برای این فیلم محدودیت ۱۸ سال در نظر گرفته شد. اکران عشق ۶۰۰۰۰ بیننده جذب کرد که بیشتر از وارد خلا شو می باشد.
در بسیاری از مصاحبه ها، گاسپار می گوید که علاقه دارد فیلمی مستند (شاید راجع به آفریقا، مثل ایدز) و یا فیلمی با عینک واقعیت مجازی بسازد.
در آغاز سال ۲۰۱۸ در ظرف تنها ۱۵ روز، گاسپار نوئه فیلمبرداری «کلایمکس» (Climax) _که در ابتدا نام «سایکی / پسیشه» (Psyché) را بر خود داشت_ پنهانی به پایان می برد. این فیلم تحسین شده ترین اثر گاسپار نوئه تا به امروز است.
در سال ۲۰۱۹، در مدت یک هفته فیلمبرداری، گاسپار نوئه فیلمی نیمه بلند را با بازی بئاتریس دال (Béatrice Dalle) شارلوت گنسبور (Charlotte Gainsbourg) می سازد که عنوان لوکس اترنا (Lux Æterna) (به معنای «نور جاودان») را به خود می گیرد. این فیلم در ابتدا تیزری تبلیغاتی به سفارش ایو سن لوران بود که گاسپار نوئه توانست با متقاعد کردن سرمایه گذارانش آن را تبدیل به یک فیلم کند. وی همزمان پنهانی موزیک ویدئویی با عنوان «عطش» (THIRST) را برای سباستیان می سازد.
در پایان اوت گاسپار نوئه با نسخه ای جدید از فیلم بازگشت ناپذیر که نسخه ی «کات مستقیم» (Inversion Integrale) لقب می گیرد در جشنواره ی فیلم ونیز حضور پیدا می کند. این فیلم از لحاظ محتوا فرقی با نسخه ی ۲۰۰۲ ندارد اما تدوین آن تغییر کرده. در واقع بر عکس نسخه ی ۲۰۰۲ که صحنه های از پایان به آغاز چیده شده اند، در نسخه ی کات مستقیم صحنه ها برا اساس ترتیب وقوع تدوین شده اند.
در سال ۲۰۲۰ برای اولین بار از سال ۱۹۶۸ جشنواره ی فیلم کن لغو می شود. علت این امر شیوع اپیدمی کووید-۱۹ بود. در آوریل همین سال دوست و همکار گاسپار نوئه، فیلیپ نائون، که در نقش به یادماندنی قصاب در چند فیلم گاسپار حضور داشت به علت ابتلا به ویروش کورونا از دنیا می رود.
نسخه ی کات مستقیم بازگشت ناپذیر توسط شرکت کارلوتا (Carlotta) در ۲۶ اوت در چند سالن نمایش داده شد. نسخه ی اصلی بهبود یافته نیز با کیفیت 4K در چند سالن اکران خواهد شد. استودیو کانال (Studio Canal) که حقوق بین المللی این فیلم را دارد قصد دارد در قالب یک مجموعه ی دو تایی بلو ری هر دو فیلم را پخش کند.
نسخه ی اصلی فرانسوی این زندگینامه توسط فردریک پولیزین (Frédéric Polizine) نوشته و در وبسایت طرفداران گاسپار نوئه (letempsdetruittout.net) منتشر شده. در ترجمه ی فارسی، برخی موارد توسط سیناریوم اصلاح یا افزوده شده اند.

کارشناس زبان و ادبیات انگلیسی | کارشناس ارشد سینما | مدیر ویسایت سیناریوم |
از نوشتن و ترجمه لذت می برم _به خصوص اگر راجع به سینما و ادبیات باشه |
سیناریوم رو زمستون ۹۶ درست کردم و تابستون ۹۷ یک فروشگاه اینترنتی یادگاری های سینمایی هم بهش اضافه کردم | سیناریوم اول برام یه تفریح بود اما الان برام تبدیل شده به یه «خود دیگر»!






