آگوست 28, 2017
Blood Moon

آن گاه که می هراسم از روزی که دیگر نباشم

برای ش   آن گاه که می هراسم از روزی که دیگر نباشم پیش از آن که سرانگشتان قلمم دانه های پراکنده ی ذهن پر غوغایم را خوشه چینی کنند؛ […]
ژوئن 23, 2017

ما سرباز بودیم

ما سرباز بودیم؛ بره های پروار و خوب رسیده که وقت سر بریدنمان بود. ما سرباز بودیم؛ بره های پرواری که می بایست قربانی می شدیم پیش از آن که […]
آوریل 22, 2017
مرثیه یی برای یک چریک

مرثیه یی برای یک چریک

خاطرات من «خاطرات بولیوی» است، آرمانی که پیش به سوی نابودی می رود_ نابود شدنی حتمی؛ اگر چه مذبوحانه آرزوی چاره یی می کردیم. خاطرات من یأسِ شکست است، مثل […]
مارس 31, 2017

کلاغ ها

کلاغ ها فیلسوفانی سیاهپوشند، و خدا ژنرالی مغول، و خلقت گل بازی کودکی منگل؛ و معنا جنینی مرده زاد است.  
مارس 31, 2017
Scream

نوشتن برای زندگان

برای زندگان نوشتن، همیشه نوشتن از پوچی ست _مردگان ورای پوچی اند؛ برای زندگان صحبتی جز پوچی بی هوده است. آنکه می کشد، فریاد می کشد؛ و آنکه خود را […]
ژانویه 23, 2017
twisted figure by eugène dodeigne

Short Poem #1

شهیدان از همه پوچ انگار ترند و پیامبران همه شیادانی دلسوز و ما نوزادانی که وفادارانه پستانکی را می مکیم The Martyrs are the most absurdist of all and the […]