Nocturne 6

Alas, the human

had adapted to the pain of his centuries;

Alas!

We did not know this

and shoulder to shoulder

in the breath-filled streets of battle

we screamed.

 

Gods had all vanished

and there was just the name of the human

the device of the charm that drove the most beau[……]

ادامه ی متن

چرا پدر بزرگ عینک مادر بزرگ را قایم کرد؟

[فلش فیکشن (داستانک)]

 

اون وقتا که منم مثل شما کوچیک بودم، مامان بزرگ خودم شبا قبل از خواب برام قصه می گفت. گاهی قصه های قدیمی یی که خودش وقتی بچه بود براش تعریف می کردن، گاهیم قصه هایی که خودش تو کتابا خونده بود، گاهی هم قصه های خودشو می گفت. آخه مامان بزرگم زن با سوادی بود، خودش داستان می[……]

ادامه ی متن

Nocturne

Not a door

not a way

Not a night

not a moon

Not a day

nor a sun,

 

We

are standing

outside of the time

with a bitter dagger

pierced in our spines.

 

Nobody

talks

to another one

‘cause silence

is speaking

in a thousand tongues.

 

We are gazing

at our deads

w[……]

ادامه ی متن

نگاه کن – شعری از احمد شاملو

خیلی ها پس خواندن شعر «نگاه کن» احمد شاملو آن را شعری زیبا، نوآور، و با مزمون سیاسی توصیف کرده اند. اما «نگاه کن» فقط این ها نیست. درست است، این شعر مدتی بعد از بگیر و ببند های سال 1332 و زندانی شدن شاملو نوشته شده، و از پوری و مرتضا، رفقای احمد شاملو، می گوید. اما این شعر همچنین از عشق، امید پس از[……]

ادامه ی متن

عاشقانه ی خوابگرد

            سبز که سبز می خواهمت!

نسیم سبز. شاخسار سبز.

قایق بر دریا

و اسب در کوهسار.

 

با سایه ی بر کمرش

زیبای من غرق رویاست بر لب ایوانش.

گوشت سبز، مو سبز،

با چشم های سیمین سرد.

            سبز که سبز می خواهمت!

زیر ماه کولی،

همه چیز خیره به اوست

و او نمی تواند ببیندشان.

 [……]

ادامه ی متن

ساعت دیواری

ساعت دیواری قدیمی پدر بزرگ گوشه ی اتاق تیک تاک می کنه. ساعتی که پدر بزرگ 30 سال پیش تو سفرش به آلمان خریده بود. داییم می گفت تحفه رفته از آلمان خریده. ساعت گنده رو که ابعادش اندازه ی تابوت بچه س اون همه راه از آلمان آورد که چی. پدربزرگ الان 3 متر زیر زمینه. ساعتش اما هنوز داره تیک تاک می کنه.

تیک ت[……]

ادامه ی متن

A Sketch

The night

has been singing

for ages

with its bloody throat.

 

The sea

has been sitting coldly.

 

A branch

in the blackness of the forest

screams towards

the light.

 

Poems by Ahmad Shamlou

Ahmad Shamlou“A Sketch” (Original title: «طرح»)

A poem by Ahmad Shamlou

Translated by Sina Ghasem[……]

ادامه ی متن