طالبی – یک داستان کوتاه

[داستان کوتاه]

 

همین جور که تو خیابون راه می رفتم یه برش طالبی رو که تو دستم بود گاز می زدم. جلوی چند تا مغازه، کنار یه سطل آشغال وایسادم. وقتی آخرین گاز های طالبی رو می خوردم یه ماشین کنارم وایساد که توش چند تا پسر جوون بود. پرسیدن «تو اینجا کار می کنی؟» اما من تو اون لحظه واقعن نفهمیدم با[……]

ادامه ی متن

Haiku #3

She drops one more leaf
every time
he blows a kiss

 

English Haiku
Painting by Ren Adams

 

Haiku #2

A beggar girl
Her baby sister
Was her doll

دختر گدا
خواهر کوچولویش
عروسکش بود.

Iranian Haiku
Photo by Andrew Murray

About a Fish & a Cat

[A Short Story]

 

Among the numerous statues of horses scattered on Asbi Square[i], there are a few pools in which people release their Nowrouz goldfishes[ii]. The fish live in those pools for the rest of the year. But usually, not many of them survive until winter.

Many things shorten the li[……]

ادامه ی متن

یک حس

شاد بودن تو این دنیای عن فقط از یه احمق لاشی بر می آد.

Short Poem #1

شهیدان از همه پوچ انگار ترند
و پیامبران همه شیادانی دلسوز
و ما نوزادانی که وفادارانه پستانکی را می مکیم

The Martyrs are the most absurdist of all
and the prophets are all compassionate hypocrites
and we are babies who faithfully suck a pacifier

Featured image: Twisted Figure by Eugène[……]

ادامه ی متن