My Idol

Of all these moons
that are scattered on your sky
only three suns pressed together
can compensate for your beauty.

Your eyes
are two thirsty rivers
beyond which canebrakes
a banned load is being carried.

Of all this snow
that has whitened your teeth
what heavy snow
does the s[……]

ادامه ی متن

جوجوی کوچولو

کودکی خردسال بودم که بردندم با هزار دوز کلک، غالبان
به پایم کردند دامن سبز یشمی چون جامه ی دختر بچگان

سپردندم دست نامرد جراح بی چشم و رو
سوزن زدند بر پیکر آن بی خبر مردانه آلتِ کوچولو

تا خواست لب به پرخاش باز کند آن بی زبان
فکنده شد بر جای خویش چون لاشه ی خالی ز جان

تیغ و چاقوی جرح به دست بگرف[……]

ادامه ی متن

To a Skull

[Short Screenplay]

 

 

Ext. Ally Pavement Day – Day

A gray screen. We hear cat screams. The screen fades to the pavement of an ally. Pan to two cats mating. Then the lustful moans of a woman replace the cats’ screams.

 

Int. Bedroom – Day

Cut to the face of a woman[……]

ادامه ی متن

به یک جمجمه

[فیلم نامه ی کوتاه]

خارجی – آسفالت خیابان – روز

تصویر خاکستری رنگ است. صدای جیغ و ویغ گربه یی را می شنویم. تصویر فید می شود به آسفالت کوچه یی و پن می کنیم به 2 گربه ی در حال جفت گیری. صدای آه های لذت ناک زنی جای صدای گربه را می گیرد.

داخلی – اتاق خواب – روز

از تصویر گربه ها کات می کنیم به صورت ز[……]

ادامه ی متن

To a Skull

Your father moaned

like a mature cat

And your mother was thinking about

the pleasing pain of the end;

and that in her pathway

she must

wrap your swaddle clothes

around a humble fool;

Or perhaps she was in her motherly dream of

a tassel she would sew on your nightcap.

 

Anyhow_

the[……]

ادامه ی متن

جز تو چیزی نیست جز کلمه

جز تو چیزی نیست
جز کلمه

و شمس لنگرودی راست می گفت

_ای کاش فقط عاشقانه  می نوشتم.

***

یادم هست «ش»،

یادم هست:

وقتی آخرین هجای
«مراقب خودت باشِ» تو
بغضم را می ترکاند
و اشک هایم در یغلوی ام می چکید
وقتی سرباز بودم و کله ام تخم مرغی بود.

جز تو چیزی نیست
جز کلمه

شاید باور نکنی، اما
کلمه ها[……]

ادامه ی متن

زنده بودن یعنی داشتن تو در عین تکاپو برای بقا

زنده بودن یعنی داشتن تو
در عین تکاپو برای بقا

Gist-purpose زندگی این روز هایم این است:

تکاپو برای بقا، برای داشتن تو.

بقیه ی چیز ها به درک.

زنده بودن یعنی تمام دار و ندارم را خرج کنم
برای این که یک روز تمام

بدون غم
بدون اشک
بدون پوچی

در کنارم باشی.

زنده بودن یعنی یک روز دیگر را با تکرار ه[……]

ادامه ی متن

Haiku #4

It wiggles,
It tickles,
The wind, the tree…

 

This haiku was first Published in Derafsh-e Mehr magazine.

The illustration is by Ren Adams.[……]

ادامه ی متن

دکتر باقر یعقوبی

[فیلمنامه ی کوتاه]

داخلی _ پلکان ساختمان اساتید دانشگاه _ روز

به تدریج ظاهر می شود:

سید محمد آقا علی، با جعبه یی شیرینی از پلکان بالا می آید. ظاهرش مثل یک دانشجوی معمولی است _و شاید بیش از حد دانشجویی_ با شلوار کتان و پیراهن آستین بلند چهار خانه. روی شانه اش یک کیف لپ تاپ معمولی نیز هست.

ا[……]

ادامه ی متن