آن گاه که می هراسم از روزی که دیگر نباشم

برای ش

 

آن گاه که می هراسم از روزی که دیگر نباشم

پیش از آن که سرانگشتان قلمم

دانه های پراکنده ی ذهن پر غوغایم را خوشه چینی کنند؛

پیش از آن که برجی از دفتر های روی هم انباشته

مثل خوشه های رسیده افکارم را در بر بگیرند

 

آن گاه که بر رخ پر ستاره ی شب

طالع مهیب مه آلود عشقی ابدی را[……]

ادامه ی متن

ما سرباز بودیم

ما سرباز بودیم؛
بره های پروار و خوب رسیده
که وقت سر بریدنمان بود.


ما سرباز بودیم؛
بره های پرواری که می بایست قربانی می شدیم
پیش از آن که گوشتمان تلخ شود.


ما بره هایی بودیم که هدفی برای زاییدنمان نبود
مگر آن که «در یک شب ستاره باران»
مین و خمپاره و تفنگ آتش زا
ماهیچه های رسیده مان را
تر[……]

ادامه ی متن

Another Sleepless Night

How many times have you rolled on your side on your bed in the dead silence and darkness of past 3 a.m. after several efforts to fall asleep, and with wide open eyes looking at a dark corner of your room saying in sotto voce “this is not my life”?

Are you living your life?

This is not my lif[……]

ادامه ی متن

مرثیه یی برای یک چریک

خاطرات من «خاطرات بولیوی» است،
آرمانی که پیش به سوی نابودی می رود_
نابود شدنی حتمی؛
اگر چه مذبوحانه آرزوی چاره یی می کردیم.
خاطرات من یأسِ شکست است،
مثل خاطرات گوسفندی که قربانی خواهد شد
در نمایش احمقانه ی «خدایی» جانی؛
اگر چه تو ورقش می زدی
شاید به امید این که جایی از آن
«جان پیچی» کار گذا[……]

ادامه ی متن

کلاغ ها

کلاغ ها فیلسوفانی سیاهپوشند،
و خدا ژنرالی مغول،
و خلقت گل بازی کودکی منگل؛
و معنا جنینی مرده زاد است.

 

کلاغ ها فیلسوفانی سیاهپوشند، و خدا ژنرالی مغول، و خلقت گل بازی کودکی منگل؛ و معنا جنینی مرده زاد است.

نوشتن برای زندگان

برای زندگان نوشتن،
همیشه نوشتن از پوچی ست
_مردگان ورای پوچی اند؛

برای زندگان صحبتی جز پوچی بی هوده است.

آنکه می کشد، فریاد می کشد؛
و آنکه خود را می کشد، از فریاد کشیدن گذشته است.

نوشتن برای زندگان

Scream
Photo by Vadim Stein

عکس[……]

ادامه ی متن