باران، به دروغ های پاییز گوش نده

پاییز از دل زمستان بی خبر است
به های و هوی کلاغانش گوش نده

مهر از تگرگ های دی بی خبر است
به شرشر شیروانی اش گوش نده

آبان از بغض بهمن بی خبر است
به عربده های طوفانش گوش نده

آذر از سوختن اسفند بی خبر است
به ترق تروق اجاقش گوش نده

زمستان بهار نمی شود بدون تو
باران، به دروغ های پاییز گوش نده

شیفت سرد شب است؛ نسخ ام

شیفت سرد شب است؛
نسخ ام

دلم پرپر می زند برای تو.
فردا باران خواهد آمد
تا دست در دستت
بدون چتر
بدون گشت امنیت اخلاقی
بدون یونیفرم و واکسیل
پک عمیقی از لب هایت گرمم کند…؟

شیفت سرد شب است؛
نسخ ام

کافئین، نیکوتین، و شیمایین خونم ته کشیده.
فکر میکنم فردا باران خواهد آمد
تا سرباز گشت امنی[……]

ادامه ی متن

HAIKU

An Introduction to Haiku, the Japanese Form of Poetry

 

Introduction

Haiku is a very famous and popular Japanese form of poetry that first emerged more than 400 years ago. Today, haiku is very popular worldwide, and translations of classic and modern Japanese haiku can be found in several la[……]

ادامه ی متن

زمانی بخت با من یار بود

می شیونم از زخم های الهه ی بخت
با چشم های اشک آلود،
چرا که او مائده هایش را
ظالمانه باز می ستاند.

عین حقیقت است
که او دستانی گشوده دارد،
اما گواهی می دهم او به نوبت
خشک دست می شود.

بر تخت الهه ی بخت
زمانی من استوار تکیه زده بودم،
با تاجی مرصع
از گل های رنگارنگ؛

گر چه زمانی بر عرش بودم
ش[……]

ادامه ی متن

ای الهه ی بخت

ای الهه ی بخت،
تو چون ماه
ناپایداری؛
دائم رو به تکامل،
دائم رو به نیستی؛

زندگیِ منفور
می پریشاند نخست
و پس تسلی می دهد،
آن گونه که رغبت کند؛

تنگدستی
و توانگری،
و سپس چون یخ ذوب می کند هر دو را.

§

بخت _ای دهشتناک
و پوچ،
ای چرخ چرخنده،
تو شروری!

و خوشی ناپایدار است
و به نیستی می رود؛[……]

ادامه ی متن

My Idol

Of all these moons
that are scattered on your sky
only three suns pressed together
can compensate for your beauty.

Your eyes
are two thirsty rivers
beyond which canebrakes
a banned load is being carried.

Of all this snow
that has whitened your teeth
what heavy snow
does the s[……]

ادامه ی متن

جوجوی کوچولو

کودکی خردسال بودم که بردندم با هزار دوز کلک، غالبان
به پایم کردند دامن سبز یشمی چون جامه ی دختر بچگان

سپردندم دست نامرد جراح بی چشم و رو
سوزن زدند بر پیکر آن بی خبر مردانه آلتِ کوچولو

تا خواست لب به پرخاش باز کند آن بی زبان
فکنده شد بر جای خویش چون لاشه ی خالی ز جان

تیغ و چاقوی جرح به دست بگرف[……]

ادامه ی متن

To a Skull

[Short Screenplay]

 

 

Ext. Ally Pavement Day – Day

A gray screen. We hear cat screams. The screen fades to the pavement of an ally. Pan to two cats mating. Then the lustful moans of a woman replace the cats’ screams.

 

Int. Bedroom – Day

Cut to the face of a woman[……]

ادامه ی متن

به یک جمجمه

[فیلم نامه ی کوتاه]

خارجی – آسفالت خیابان – روز

تصویر خاکستری رنگ است. صدای جیغ و ویغ گربه یی را می شنویم. تصویر فید می شود به آسفالت کوچه یی و پن می کنیم به 2 گربه ی در حال جفت گیری. صدای آه های لذت ناک زنی جای صدای گربه را می گیرد.

داخلی – اتاق خواب – روز

از تصویر گربه ها کات می کنیم به صورت ز[……]

ادامه ی متن