نرو مطیعانه در آن خواب خوش

Do Not Go Gentle into that Good Night

شعر «نرو مطیعانه در آن خواب خوش» (Do Not Go Gentle into that Good Night) اثر دیلن تامس (Dylan Thomas)، شاعر ولزی قرن بیستمی را با فیلم دیوانه وار زیبای اینتراستلار (Interstellar) کریستوفر نولان (Christopher Nolan) به یاد می آوریم. این همان شعری ست که کاراکترهای فیلم در چند جا قسمت هایی از آن را می[……]

ادامه ی متن

The Smell of Grass

[Flash Fiction]

 

I think I left a few million body cells on the pavement. A few million skin cells, a few million blood cells, and a few million cells of the muscular tissue under my skin which is also known as—the flesh.

I had fallen on my stomach on the grass. I thought to myself: “Ar[……]

ادامه ی متن

بوی علف

[داستانک / فلش فیکشن]

 

فک کنم چند میلیون از سلولای بدنمو رو آسفالت جا گذاشتم. چند میلیون سلول پوست، چند میلیون سلول خون، چند میلیون از سلولای بافت زیر پوست که بهش گوشت هم می گن.

به شکم رو علفا افتاده بودم. با خودم فکر می کردم “مطمئنی «واقعن» زنده یی؟” گردنم به یه طرف خم شده بود. چشمام باز ب[……]

ادامه ی متن

The Sick Rose – رز بیمار

William Blake

«رز بیمار» اثر ویلیام بلیک (William Blake) شاعر قرن 18 و 19 انگلیسی، شعری سمبولیستی متعلق به جنبش رمانتیسم اروپاست. اگر چه این شعر معنایی واضح دارد، اما در عین حال عناصر «رز»، «کرم» و غیره می تواند معنایی غیر از آنچه واضح است نیز داشته باشند.

در ادامه، ترجمه ی من از این شعر، همراه با دکلمه ی آن ب[……]

ادامه ی متن

The Fish

I think

my heart has never been

this much

warn and red:

 

I feel

in the worst moments of this deathly night

many thousand wellsprings of sun

in my heart

flows out of confidence;

 

I feel

in every inch and corner of this despair desert

many thousand merry forest[……]

ادامه ی متن

Haiku #7

جنگ تمام، امّا
پوتینم جا ماند
در خاک همسایه.

The war is over, but
on the neighbor’s soil
my boot remained.

 

هایکو های جنگ

The Common Love

Tear is a mystery,

Smile is a mystery,

Love is a mystery.

 

The tear in that night was my love’s smile.

 

I am not a narrative so that you could tell me,

Not a melody you could sing,

Not a sound you could hear,

Or that sort you could see,

Or that type you coul[……]

ادامه ی متن

با سکوتت فریاد بزن

بم ترین نوت های موسیقی

ناتوانند از نواختن دلهره های تو،

با سکوتت با من حرف بزن؛

 

از آرامش گرگ و میش بگو،

می دانم

آفتاب ساطور بدست

در انتظار صبح است و دریدن؛

 

از رویای دیشبت بگو،

می دانم

بیداری روزها

کابوس است برای من و تو؛

 

از تنهایی ات در شهر بگو،

می دانم

تنهایی ات[……]

ادامه ی متن

Nocturne 6

Alas, the human

had adapted to the pain of his centuries;

Alas!

We did not know this

and shoulder to shoulder

in the breath-filled streets of battle

we screamed.

 

Gods had all vanished

and there was just the name of the human

the device of the charm that drove the most beau[……]

ادامه ی متن