زنجیر−هایکو _صبحی که به پیشوار پاییز می رود

صبحی ابر-آلود

باغبان چمن می زند

عطر چمن ها

 

مهی در هواست

هنوز هم هوا گرم است

گرچه خورشید نیست

 

رودی گل-آلود

سمت شمال می رود

با قایقی زرد

 

نارنج های سبز

آویزان از شاخه ها

دارند می رسند

 

از دل دریا

کشتی ماهیگیری

تازه بازگشته

 

 

نسیم می وزد

برگی در آب می ریزد

درخت می لرزد

 

برگ های نیم-زرد

با امواج پدال ها

کنار می روند

 

پدر و پسر

چه زیبا چاشت می خورند

در کنار رود

 

برگی را تکاند

در سفره ی صبحانه

باد پاییزی

 

با هر وزشی

درخت لخت تر می شود_

از شرم می لرزد؟

 

کسی می داند

نسیم بر تن درخت

بوسه می زند؟

 

تنهایی اش را

در باد دود می کند

مردی سیاه پوش

 

 

رود حرف می زند

صدایش را نمی شنوم

کاش لال بود آدم

 

اشکی می چکد

ابر هم غمگین می شود،

یا سوز پاییز است؟

 

قدم می زنم

بر فرش برگ های پارک

خانه نزدیک است

 

نفس پاییز

به صورتم می خورد

با عطر چمن

 

باد مو هایم را

نوازش می کند

تا دم خانه

 

زنجیر هایکو
Photo by Lois Greenfield

هدف از نوشتن این شعر به شکلی که می بینید شعری بود که علاوه بر یکپارچه و واحد بودنش، همچنین مجموعه یی از چند هایکوی متصل به هم باشد؛ اگرچه شاید عده یی در مورد هایکو نامیدن همه ی بند های از این شعر سختگیری به خرج بدهند.

I’ve written an essay on Haiku, and it’s origins; please read it and share your ideas with me.

  • The featured image is by Lois Greenfield.
Read Also  Haiku #4
زنجیر−هایکو _صبحی که به پیشوار پاییز می رود
Rate this post

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *